یکی از مهمترین اصول دراین دوجریان مرسوم ومعمول درعرصه داخلی کشورنوع نگاه ایشان به حقوق افراد بما هو انسان واستقلال فکری وشخصیتی ایشان میباشد.
اصولا درجریان چپ این باور وجود داردکه:تشتت افکار وتکثر آرا، نوعی تکامل وپیشرفت فردی است که نتیجه آن استحکام گروهی واجتماعی می باشد.اگردریک باور دمکراتیک که افراد حق رای دادن دارند ومی توانند به این بلوغ برسند که خودانتخاب کنند وسرنوشت آینده را رقم زنند باید نتیجه گرفت که هر فردی از این مجموعه باتوجه به جوانب موجود وپتانسیلهای فطری واکتسابی خویش اجازه وحق بروز بعنوان منتخب وعرضه شدن را هم دارا می باشد.
وجود تثلیث نامزدهای انتخاباتی ریباست جمهوری دراردوگاه اصلاح طلبان برگرفته از نگاه ایشان به دمکراسی وآزادی افراد وافکارشان درچارچوب نص قانون وشرع می باشد که مقدمتا اشاره شد.
اعتقاد داشتن به اصول را باید درعرصه عمل وبیان آن اصول وباور قلبی نیز نشان داد.حضور هرفردی که این توان را درخود می بیند جای شگفتی ندارد بلکه اجرا وعمل بدان تئوری وفرضیه های سیاسی جریان اصلاح طلب می باشد.
نکته دیگرآنکه این حضور نمادی از وجود منابع انسانی غنی مدیریتی وعلمی وتجربی دربدنه اصلاحات است که می تواند براساس ذائقه سیاسی افراد جامعه وآنهم درحدبالائی از ذخائر ونیروهای فراوان وذیقیمت خویش بمنظور اعتلایسیاسی واقتصادی و...کشور بهره برد.امروزه توان هرمجموعه ائی اعم ازسیاسی ،ورزشی،مدیریتی،نظامی و...به تعدد وتکثر کمی وکیفی نیروی انسانی خلاق وارزشمند آن می باشد.
باتوجه به این مختصرمعتقدم که اصولا نه دراین شرایط زمانی ونه با این باورهای سیاسی اشاره شده درجریان چپ واصلاح طلب ضرورت ونیازی به اجماع موسوی وکروبی ویا خرسندی از انصراف خاتمی شایسته ومتصور نیست.
موفقیت وکسب پیروزی درانتخابات جز با مشارکت بالای مردمی وجلوگیری ازتخریب وداشتن وحدت درونی خصوصا برای اردوگاه نشینان اصلاح طلب حاصل نخواهد شد.آنچه ضروری بنظر می رسد ترغیب مشارکت حداکثری مردم خصوصا آرا خاموش اجتماع واپوزسیون داخلی نظام که هم باعث رشد سیاسی با مشارکت بالا وهم موجب تقویت نظام مردمسالار وهم نتیجه ای مطلوب درجهت اهداف امام وانقلاب واصلاحات میباشد حاصل می گردد.

