تبليغاتX
بیان ایرانی
استاد دانشگاه‌هاي تهران:
حفاظت از قانون اساسي يك ملت مهمترين افتخار است

خبرگزاري فارس: محمد جعفر ايراني گفت: خبرنگار فرانسوي كه در هواپيماي حامل امام حضور داشت مي‌گويد "مصاحبه‌ها، گزارش‌ها و ديدارهاي فراواني با سران و حاكمين جهان داشته ام ولي مهمترين افتخارم اين است كه مدت كوتاهي از پيش‌نويس قانون اساسي ملتي محافظت كردم ".http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8809091298


به گزارش خبرگزاري فارس، از مهمترين دستاوردهاي بشر در طول اعصار و ادوار، تدوين و تامين حقوق جامعه بشري و جهاني در فرآيندي است كه آن را قانون ناميده‌اند. اصولا حقوقدانان در يك تقسيم‌بندي كلي حقوق را به دو دسته داخلي و خارجي و هركدام را به شاخه عمومي و خصوصي طراحي كرده‌اند. تفاوت حقوق عمومي داخلي با ساير قوانين موضوعه و معموله كه مهمترين شكل آن در قانون اساسي متبلور و منسجم مي‌شود در تعابير و اصولي است كه از‌ آن سخن به ميان مي‌آورد.

حقوق اساسي
قانون اساسي از پايه‌اي‌ترين و اساسي‌ترين حقوق يك اجتماع است كه بر پايه فرهنگ، تاريخ، مذهب، هنجارها و نيازهاي سياسي ايجاد و ملاك اجراي آن نيز همين باورها و اصول عمومي مي‌باشد.
مانند اصل دوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران: جمهوري اسلامي، نظامي است بر پايه ايمان به خداي يكتا و اختصاص حاكميت و تشريع به او و لزوم تسليم در برابر امر او 2- وحي الهي و نقش بنيادي آن در بيان قوانين 3- معاد و نقش سازنده آن در مسير تكاملي انسان به سوي خدا 4- ... يا اصل سي و هفتم كه مقرر مي‌دارد: "اصل، برائت است و هيچ كس از نظر قانون مجرم شناخته نمي‌شود مگر اينكه جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد " موارد فوق از اساسي‌ترين حقوق افراد شناخته شده كه در نص صريح قانون اساسي نيز گنجانده شده است

مشموليت عام
قانون اساسي متشكل از اصولي است عمومي و مورد پسند عام كه بر همان اساس اشاره شده چينش و به زيور تقيين درآمده است. بندها و اصول مندرج در قانون اساسي به دليل عام مشمول بدون آن اشاره مستقيم به مردم، جامعه و اقشار مختلف آن دارد و از اشاره و تصريح به قشر خاص و طبقه خاصي پرهيز داشته بدين سال قلمرو حاكميت آن در زمان و مكان يك ملت و در قلمرو جغرافيايي كشور و تا زماني كه اصلاح يا تغييري نكرده است، گنجانده و تسري مي‌يابد. مانند اصل سي دوم: هيچ كس را نمي‌توان دستگير كرد، مگر به حكم و ترتيبي كه قانون معين مي‌كند.

ام القوانين
قانون اساسي، قانون مرجع و منشور ملي هر كشور تلقي مي‌شود. امروز تقريبا در تمامي كشورهاي جهان، سازمان‌ها، ساير قوانين، آئين‌نامه‌ها و ... نشأت گرفته از قانون اساسي و قدرت آن الهام گرفته از همين قانون مي‌باشد.
به همين دليل داراي اهميتي بالاتر از ساير قوانين بوده و مراحل اصلاح يا تغيير و يا تفسير آن را با تشريفاتي خاص در نظر گرفته‌اند.
در اصل نود و هشتم قانون اساسي آمده است كه: "تفسير قانون اساسي به عهده شوراي نگهبان است. " يا در اصل يكصد و هفتاد و هفتم به منظور بازنگري در شرايطي خاص با حضور افرادي مشخص و با شرايطي ويژه كه نهايتا نيازمند مراجعه به آراي عمومي (رفراندوم) مي‌باشد صورت‌پذير و ممكن خواهد بود.
بازنگري در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، در موارد ضروري به ترتيب زير انجام مي‌گيرد: رهبري پس از مشورت با مجمع تشخيص مصلحت نظام طي حكمي خطاب به رئيس جمهور موارد اصلاح يا تقسيم قانون اساسي را به شوراي بازنگري قانون اساسي با تركيب زير پيشنهاد مي‌نمايد:
1- اعضاي شوراي نگهبان 2- روساي قواي سه گانه 3- اعضاي ثابت مجمع تشخيص مصلحت نظام 4- پنج نفر از اعضاي مجلس خبرگان 5- ده نفر به انتخاب مقام معظم رهبري 6- سه نفر از هيات وزيران 7- سه نفر از قوه قضائيه 8- ده نفر از نمايندگان مجلس 9- سه نفر از دانشگاهيان مصوبات شورا پس از تائيد و امضاي مقام رهبري بايد از طريق مراجعه به آراء عمومي به تصويب اكثريت مطلق شركت‌كنندگان در همه پرسي برسد.

منشور ملي
تقريبا در تمامي اعضاي خصوصا در آن زمان و مكان‌هائي كه دستگاه‌هاي مختلف حاكميتي به منظور هدايت مردم به سعادت اين جهاني و يا آن جهاني تشكيل شدند نوعي قانون نانوشته يا مانيفست حكومتي نيز وجود داشته است. به همين دليل تخطي از آن جرم عظيم و شايد نگاه نابخشودني قلمداد مي‌شد.
ياد و خاطره‌اي در زمان ورود حضرت امام و همراهانشان در 12 بهمن 1357 در اين مجال خالي از لطف نخواهد بود. آقاي صادق طباطبائي نقل مي‌كند چون احتمال برخورد توسط دولت بختيار را مي‌داديم پيش‌نويس تهيه شده قانون اساسي را به خبرنگار فرانسوي كه در پرواز ما را همراهي مي‌كرد سپرديم كه در صورت برخورد دولت از آن محافظت نمايد.
هواپيما بدون برخورد و درگيري در فرودگاه فرود مي‌آيد و هيچگونه تعرضي نسبت به مسافرين پرواز رخ نمي‌دهد. خبرنگار فرانسوي مي‌‌گويد: من مصاحبه‌ها، گزارش‌ها و ديدارهاي فراواني با سران و حاكمين جهان داشته‌ام ولي مهمترين افتخارم اين است كه مدت كوتاهي از پيش‌نويس قانون اساسي ملتي محافظت كردم.
سخن گفتن از قانون اساسي كه شامل حقوق اساسي و بنيادين يك ملت و كشوري است امر دشوار و اين افتخار آميز است هرچند كه راه براي اصلاح و بازنگري در قانون در نظر گرفته شده است و ليكن پايبندي بدان و اجراي اصول آن از مهمترين وظايف بشر و دستگاه‌هاي حاكميتي در جهان معاصر است.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 11:27 بعد از ظهر |
متن زیردقیقا برگرفته ازفرازهای مصاحبه اخیردکترمحسن رضائی باشبکه العربیه می باشدکه به نوبه خودبی نظیر یاکم نظیراست. العربیه

مجري العربيه پرسيد دليل اختلاف شما با محمود احمدي نژاد چيست در حالي كه شما و احمدي نژاد هر دو از يك گروه اصولگرا هستيد؟

رضايي پاسخ داد: اولا من اصولگراي قبل از انقلاب هستم كه با اصولگرايي كه پس از انقلاب تشكيل شد، تفاوت دارد. مساله اين است كه عمده اختلافات من با آقاي احمدي نژاد به اداره كشور به خصوص اقتصاد ايران بر مي گردد. من معتقدم كه اقتصاد ايران توان يك جهش بزرگ را دارد. ما توان اين جهش را داريم لذا در ابعاد اقتصادي بين ما اختلاف نظر وجود دارد.

در عرصه سياست خارجي نيز اختلاف نظرهايي مطرح مي شود و اين به اين معنا نيست كه اختلاف ديدگاه ها را به نزاع و رويارويي تبديل كنيم. من هيچ اعتقادي ندارم كه اختلاف نظر تبديل به نزاع سياسي شود. به همين دليل هم من در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري شركت كردم و از طرف ديگر انتقادهاي خود را هم دارم و چارچوب فكري و رفتاري من با فعالان ديگر سياسي كشور تفاوت دارد.

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام که در سفر به ترکیه به‌سر می‌برد، با شبکه تلویزیونی "العربیه" گفت‌وگو کرد به سؤالات متنوع این مصاحبه پاسخ داد.

محسن رضايي در این گفت‌وگوی اختصاصي که شامگاه پنج‌شنبه پخش شد، اگرچه طرف گفت‌وگوی خود را یک شبکه کاملاً ضدایرانی با گرایش‌های وهابیت در نظر گرفته بود، اما اظهارات قابل قبولی از حیث منطقی بودن را بیان کرد.

مجري العربيه از وي پرسيد شما به عنوان يكي از مهمترين فرماندهان سپاه پاسداران چگونه كوتاهي امنيتي را درباره انفجار اخير سيستان و بلوچستان تفسير مي كنيد.

محسن رضايي گفت اگر توجه كنيم مي بينيم كه اين انفجار از نوع تروريستي و به صورت انتحاري بود. خنثي كردن اين نوع عمليات و انفجارها معمولا كار ساده اي نيست سازمان هاي بسيار پيشرفته جهاني نيز در كنترل اين حوادث معمولا ناتوان هستند چون فردي اقدام به بستن مواد منجره به خود مي كندو به صورت عادي وارد جمعيت مي شود و اين كار را انجام مي دهد به خاطر همين طبيعي است كه حتي سازمان هاي قوي اطلاعاتي جهاني براي مقابله با ان راهي پيدا نكرده اند.

وي گفت موادي كه در اين انفجار به كار رفته بود مواد بسيار پيشرفته است به اين معنا كه قدرت انفجار اين مواد فراتر از توانمندي گروه هاي فردي يا گروه هاي غيرمرتبط با دستگاه هاي اطلاعات جهاني است و اين بيانگر اين است كه همكاري اطلاعاتي بين المللي و همكاري جاسوسي بين المللي در اين باره وجود داشته است چرا كه مواد به كار رفته مواد بسيار پيشرفته و قدرت انفجار آن‌ها نيز بسيار زياد بود.
مجري العربيه در ادامه پرسيد شما نامزد انتخابات رياست جمهوري و به شمارش آرا معترض بوديد، اعتراض هاي شما به كجا رسيد آيا نتيجه اي داشت؟

رضايي گفت: در كشورهايي كه دموكراسي و آزادي وجود ندارد، در حقيقت انتخابات و اعتراض وجود ندارد اما در كشورهايي كه دموكراسي وجود دارد، در آن‌ها انتخابات و اعتراض ها نيز وجود دارد. به اروپا يا امريكا نگاه كنيد كه در آن‌ها مردم هم در انتخابات شركت مي كنند و هم اعتراض مي كنند. اعتراض هم بخشي از دموكراسي و ازادي است، امري كه در انتخابات ايران نيز روي داد و پس از انتخابات اعتراض هايي نيز شد. من اعتراض هايي را كه داشتم، از طرق قانوني پيگيري كردم به اين معنا كه به شوراي نگهبان كه مسئول رسيدگي به شكايت ها است، ارائه دادم و آن‌ها نيز رسيدگي كرده و پس از تحقيق نظر خود را اعلام كردند و زماني كه شوراي نگهبان راي خود را اعلام مي كند همه بايد از ان پيروي كنند و من به سهم خودم به اين رأي گردن نهادم.

ما بايد در چارچوب قانون عمل كنيم و اگر قانون اجرا نشود، نظام مختل مي شود. با وجود بي نظمي حق و عدالت قابل پيگري نيست اما اگر قانون اجرا شود و اگر اشكالاتي هم در قوانين وجود داشته باشد، بايد در آينده براي تصحيح قوانين و اصلاح آن‌ها عمل كنيم. بنابراين دموكراسي و ازادي بايد همراه قانون و قانونمداري باشد. با توجه به اينكه به اين مساله اعتقاد داشتم، به نتيجه اي كه شوراي نگهبان اعلام كرد، تمكين كردم.

مجري العربيه پرسيد آيا تصميم ها و آرايي كه از طرف شوراي نگهبان صادر مي شود، براي همه يعني دولت و معترضين قابل قبول است؟ نظر شما درباره آينده اصلاحات در ايران چيست و آيا افرادي مانند كروبي يا موسوي بازداشت خواهند شد؟

رضايي پاسخ داد: من معتقدم كه بايد به قانون عمل كرد. حتي قانون ضعيف، بهتر از بي قانوني است. قانون بد هم بهتر از بي قانوني است، چرا كه زمان براي اصلاح قوانين و جبران گذشته ها وجود دارد. در بسياري از كشورها به نتيجه رسيده اند كه از طريق درگيري و زد و خورد و جنگ نمي توانند كاري از پيش ببرند، بنابراين آن‌ها راه اتحاد در پيش گرفته اند. گروه هايي هستند كه سال ها باهم رويارو بوده اند و به اين نتيجه رسيده اند كه فايده اي ندارد و امروز در كنار يكديگر نشسته اند و قانون را بهترين راه حل زيست و زندگي كردن مسالمت آميز و پيشرفت در يافته اند. از اين روي من به هر دو طرف توصيه كردم و اكنون نيز توصيه مي كنم خونسردي خود را حفظ كنند و اگر احساس مي كنند كه حقي از آن‌ها پايمال شده است، بايد به خاطر حفظ قانون گذشت كنند، نه به خاطر طرف هاي ديگر بلكه براي مردمشان و براي اينكه قانون تثبيت شود، گذشت بكنند. اين گذشت، يك گذشت منطقي است. اين گذشت، معامله يا سازش كردن نيست بلكه چنين گذشتي موجب تقويت جامعه نظم و امنيت مي شود و سودش نصيب همه مي شود.

من فكر نمي كنم كسي در ايران بازداشت شود، چون همه اين آقايان اعضاي يك خانواده هستند. اختلاف هايي نيز كه آنها دارند، خيلي جدي هست اما چون همه عضو يك خانواده هستند، بالاخره كنار هم نشسته و مسائل را حل و فصل مي كنند.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 7:54 بعد از ظهر |
ايراني در گفتگو با فارس:
اتحاد در روز قدس تماميت‌خواهي و قدرت‌طلبي نظام سلطه را متوقف مي‌كند

خبرگزاري فارس: يك كارشناس گفت: حركت متحد و اعتراض‌آميز روز قدس كه نوعي انزجار عمومي و برائت از مشركين و توجه به عنصر اتحاد تئولند است مي‌تواند در راستاي توقف تماميت‌خواهي و قدرت‌طلبي نظام سلطه در منطقه شود.


محمدجعفر ايراني در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در آستانه روز جهاني قدس گفت:‌ اهميت سرزمين مقدس و اشغال شده قدس نه بعنوان تنها يك نقطه جغرافيايي و حتي سياسي و يا مهمتر آنكه مذهبي و اسلامي كه ريشه در تاريخ اديان و دين مبين اسلام دارد، بلكه به عنوان پاشنه آشيل و خاستگاه اديان الهي و مركز توجه اوليه آخرين شريعت الهي و پيروان اين دين آسماني است. همان‌گونه كه در سوره اسرا آمده است مي‌توان قدس شريف و وادي امن مسجد الحرام را اولين قبله گاه و كانون توجه ايمان آورندگان اوليه دين مبين اسلام دانست.
وي ادامه داد: منطقه استراتژيك تئولند در طول تاريخ خصوصا در تاريخ اديان و مذاهب مورد توجه و طمع قدتمندان و استعمارگران بوده و امروز نيز بدليل تغيير بافت و ساخت قدرت جهاني و قرار گرفتن در نظم جديدي در دنيا به طرق مختلفي مورد توجه و طمع واقع است. با مرور به تاريخ معاصر منطقه و يا قرون و اعصار گذشته در خصوص شيوه‌هاي چپاول و حضور مستمر گران مي‌توان به نكته‌اي كليدي پي برد كه آنچه در اين منطقه مي‌تواند نقش آفريني كند، عنصري است بنام دين.
اين كارشناس حقوق خاطر نشان كرد:‌ ايسم هاي مختلف ساختگي اعم از بهايي، وهابي، چند اماميه ها سحاييه، صوفيه اهل حق و ... از جمله اين موارد است و ايجاد آنها بر اهميت اين سرزمين سرشار از  مواهب و موفقيت‌هاي سياسي و استراتژيك مي‌افزايد. شايد اين در ذهن متبادر شود كه چرا در ساير نقاط دنيا و يا بغرنج در اروپا و امريكا كمترين اسم يا روش ديني نوظهور بروز نخورده است اما در تئولند بيشتر تغييرات و بدعتها مشاهد مي‌شود؟
ايراني افزود: ساير مناطق جهان نيز بي بهره از دين و مذهب نيستند اما آنچه مهم است اين كه ساير مناطق خاستگاه دين و اديان و با نماد ظهور باشند، تمركز جغرافياي تئولند موضوع ديده مي‌شود، آخرين دين الهي و بيشترين پيروان آن در تئولند مستقرند و نيز در تحقيقات متفكرين و آينده پژوهان و دين پژوهاني چون فوكوياما دين اسلام و شيعه خصوصياتي داره كه ساير اديان و مذاهب ندارند. بر همين اساس چون اين منطقه اهميت و حساسيت و افري به ؟ و توجه ويژه‌اي به پايبندي به تاريخ، جغرافياي، عرفان و اخلاق ديني دارند هيچ افرادي جمعيت و مناسبتر از دين براي برخورد با آن نيست يعني نبرد دين با دين. 
اين استاددانشگاه تصريح كرد: به همين دليل بيشترين انشعابات و خرافات و بدعتها و تاسيس و ايجاد در ميان مذاهب و اديان در تئولند اتفاق افتاده است.
پروسه انشقاق وتضادبا تئوري تئودر هرتزل و تشكيل حكومتي صهيونيستي آغاز گرديده و برنامه هايي از قبيل جنگ‌هاي قومي و ملي و طراح هايي مانند نقشه راه نيل تا فرات از ابزار و ادوات دستيازي مدرن به منطقه تئولند مي‌باشند. فعل و انفعالات چندين سال اخير و ممنوعيت‌ها و محدوديت‌هاي مختلفي كه اشغالگران قدس شريف حول محور مسجد الحرام و بيت المقدس و جنگ اخير غزه به بهانه‌هاي واهي و كشتار بي گناهان فلسطين و شروع به جنگ با كشور همسايه لبنان و ...
ايراني تاكيد كرد: در راستاي تغيير صريح و علني اهميت و چرخش استراتژيك منطقه‌اي و جهاني توسط داعيه‌داران تسلط بر تئولند است.
وي درپايان افزودند:حركت متحد و اعتراض آميز روز قدس كه نوعي انزجار عمومي و برائت از مشركين از يك سو و توجه به اين مهم كه اين عنصر اتحاد وحدت و يكپارچگي تئولند است از سوي ديگر مي‌تواند گاهي در راستاي توقف تماميت خواهي و قدرت طلبي نظام سلطه در منطقه گردد.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 5:19 بعد از ظهر |

روزی فردی : از حضرت امام صادق (ع ) پرسید : آیا تعصب در اسلام پذیرفته است ؟ حضرت فرمودند : هیچ تعصبی در اسلام پذیرفته شده نیست مگر تعصب عمویم حمزه سید الشهداء

ریشه تعصب ،عصبیت و پذیرش جاهلانه و از روی عقده های احساسی و غیر عقلانی است و فقط تعصب حضرت حمزه را امام معصوم تائید می کند که باعث رهایی از ظلمت و رسیدن به روشنایی روشن می شود چرا که ایشان بدلیل پافشاری بر روی برادر زاده خویش به اسلام گروید و رهایی یافت .

انتخابات دهم ریاست جمهوری در فضایی شکل گرفته و می گیرد که بدلیل برخی تعصبات هنوز شاهد بروز فراگیر آن در تمامی سطوح و اقشار مدنی و یا سیاسی جامعه نمی باشیم .

فضایی که از یک سو انحرافی استراتژیک و از سویی دیگر تاکتیکی خنثی کننده را در پی خواهد داشت .

1-   انحراف استراتژیک :

در ادوار و انتخابات گذشته 30 ساله انقلاب اسلامی عموماً و انتخابات ریاست جمهوری خصوصاً اضلاع واقطاب سیاسی و مشخصی را از دو جریان اصلی نظام شاهد بودیم و علی القاعده رقابت و کنشهای مشخص سیاسی بین منتسبین به این دو جریان مطرح سیاسی درون نظام ظهور وخونمائی  می نمود. دلیل عمده آن نیز خلاء احزاب سیاسی و نبود فرهنگ نهادینه شده تحزب در کشور می تواند باشد چنانکه در کشورهایی که دارای دو یا چند حزب رسمی با کارکرد مشخص حزبی هستند گردش قدرت و انتقال آن در بسترهای ایجاد شده بین همان احزاب مطرح که در نظامی دو یا چند حزبی فعالیت می کنند صورت می گیرد.

همواره جریان خط امام و مقابل آن یا دوم خردادیها و دیگران یا چپ و راست یااصلاح طلب و اصولگرا دو قطب اصلی رقابتهای دمکراتیک و رفرم ایرانی بوده است در این دوره نیز همین چینش در بین کاندیداهای اربعه موجود مشاهده می شود یعنی دو گزینه متعلق به اردوگاه  راست و دو گزینه متعلق به اردوگاه چپ که تقریباً جای تحلیل و واکاوی خاصی در این خصوص دیده نمی شود .

در حالیکه احساس می شود دانسته یا ندانسته انحرافی استراتژیک مبنی بر خطای رقابتی و دو قطبی شدن انتخابات بصورت درون زا و درون جریانی ایجاد شده است که مفهوم رقابت را دچار بحران ماهیتی و هویتی به تناسب ادوار گذشته نموده است .

کشاندن رقابت از دوقطب اصلی چپ وراست یا احمدی نژاد واصلاح طلبان کم کم تبدیل به بدلی از رقابت بین کروبی ومیرحسین شده است.این انحراف دعوا ی درحیات خلوت اصلاحات چاره ائی جز برگرداندن مسیررقابت به دوقطب واقعی انتخابات ندارد.

این خطا و انحراف استراتژیک جنگ فرسایشی و رقابتی باخت ، باخت برای جریان موسوم به اصلاح طلب را ایجاد خواهد نمود و اردوگاه نشینان چپ را از خطر رقیب هر چند هم که کم اقبال باشد غافل ساخته است .

2-     تاکتیک خنثی سازی آراء:

حضور مصمم میر حسین موسوی و خیزش عمومی جامعه به یکباره سایر کاندیداها خصوصاً جریان مقابل ایشان را دچار شوک سیاسی و انتخاباتی نموده است بهمین دلیل بسیاری از فضاهای ورودی اطلاعات عمومی از قبیل رسانه های ملی و محلی و نشریات و اینترنت و تلفن و موبایل و sms  و ..... را مسیری برای بی اثر نمودن حضور مردم و آراء ایشان برگزیده اند . چنانکه رای یا عدم رای مردم را بلااثر دانسته و به اذهان قصد القاء تکرار ریاست جمهوری با طرفه الحیل و جنگهای روانی و لطایف عامیانه و ... را دارند آنچه مسلم است حضور حداکثری مردم و مشارکت بالای ایشان مهمترین عامل خنثی سازی این تاکتیک رنگ باخته انتخاباتی است و شعار موسوی که: هر ایرانی یک ستاد است. را می توان مقدمه ایی تاثیر گذار تحریک کننده این پاتک رقبای انتخاباتی  و سناریوی ترسیمی مخالفین ایشان دانست .

در هر صورت بدلایلی از قبیل مشی سیاسی و اعتدالگرای میر حسین و وجهه تاریخی ایشان در دوران انقلاب و گفتمان احسن و غالب او و اطرافیانش موجب بر هم زنندگی نظم سیاسی و وزن کشیهای گذشته شده است و اوزان کاندیداها را در فرآیندی جدید ترسیم و تعریف باید نمود. این پتانسیل توانسته است تا به امروز بسیاری از تئوریهای آزمایشگاهی و پاستوریزه سیاسی جریان مخالف را بی اثر و یا کم اثر کند و درصورت اتصال شبه جزایر منفصل از فضای فکری موسوی امید آن می رود که شعار خواستن توانستن تا پایان خوش سروده شود و توان افزایی جبهه فرا گیر نیروهای خط امام مانع از پیروزی طرحهای خنثی سازی آراء مردم و القاء این کذب تلخ شود .

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 10:43 قبل از ظهر |

مطلب زیر درخصوص بررسی اجمالی وتطبیقی دراهداف استعمار وبه بهانه برخورد وبرگزاری کنفرانس ضدنژادپرستی ژنو معروف به دوربان ۲ میباشدکه درخبرگزاری قدسنا منتشرگردید.http://www.qodsna.com/NewsContent-id_15698.aspx

چندی پیش با ارائه "تئوری تئولند" بر این منهج تفسیر نمودیم که هدف استعمار و قدرتهای علنی و در سایه جهان معاصر از برخوردهای سیاسی و اعمال مجرمانه و نزاعهای قومی و دینی و منطقه ای خصوصا ایجاد ایسمهای مختلف دینی دسترسی به منطقه تئولند بمنظور اجرای سیاستهای تمامیت خواهانه و تصاحب گرانه شان می باشد .
کنفرانس ضد نژاد پرستی ژنو یا دوربان 2 که اخیرا برگزار گردید و برخورد نمادین نژادپرستان با مدعوین آن ، جدای از تحلیل های سیاسی داخلی و خارجی و سلبی نسبت به این موضوع شاهد مثالی است در راستای اهمیت تئوری جدید الظهور سرزمین ادیان یا همان تئولند.
قبل از ورود به بحث لازم میدانم تعریفی مشخص از نژاد پرستی و بنیاد گرایی را تقدیم نمایم .

بنیاد گرایی :
از نگاه امریکائی ها و غربیان بنیادگرائی نوعی تعصب جاهلانه و عدم توان و قدرت افراد در مقابل تنوع و تکثر در حوزه های تئوریکی و دینی است . این عدم تحمل و بردباری که تحقیر فرهنگی و افراط گرایی و حرکت توده وار و پوپولسیتی از مشخصات آن می باشد  تبدیل به تروریست دولتی می شود .
در حالیکه با مرور تاریخچه و پیدایش آن درمی یابیم که بنیادگرائی توسط گروهی از جوانان امریکائی معتقد به مذهب پروتستان در قرن اخیر ایجاد و در واژگان سیاسی به عنوان محافظه کاری پای در عرصه جهان گذارد .
این دسته تمایل و وابستگی و سرسپردگی خود را به مذهب و اصول سنتی و کتاب مقدس انجیل اعلام نمودند  و معتقد بودند که دین و حضرت مسیح برای نجات انسانها و تصفیه و به کمال رسانی روح معنویت انسانها ست نه تغییرات غیر ماورالطبیعه ای وزشتی  که آن هم صرفا از طریق تبیین و تفسیر مقطعی انجیل محقق می شود. 
واژه بنیادگرائی از دیدگاه لیبرالیستی به مفهوم افراط گرایی فنانیک و سنت گرایی محض می باشد و تعبیر رادیکالیست ها از این واژه مبتنی بر تعصب و لجاجت های مذهبی و منفعلان سیاسی که گرایش به افکار نیاکان خود دارند و علم و تاریخ و مدرنیته و روشنگری و روشنفکری و انقلاب صنعتی وارد می کنند ، می باشد .
در اسلام نیز پایبندی به ارزشها و اعتقادات و اصول مذهبی اربعه (کتاب ، سنت ، اجماع و عقل) و پذیرش  اصول دین و عمل به فروع دین تلقی می گردد که با این تعریف تمامی مسلمین را می توان بنیاد گرا نامید .

 

نژاد پرستی :

طبیعت و سرشت انسان چنان است که برخی از مواهب الاهی او را وابسته می نماید مانند : خاک، خون، نژاد، ثروت و امثال آن و بر این اساس خود را از دیگران متمایز نموده و به همین دلیل منافع ارزشمند خود را بر دیگران ترجیح می دهد حتی اگر در این تمایز ضرر و زیانی برای سایرین تصورشود .
نژاد پرستی نوعی تعصب بر اولویت نژاد قومی خاص بر سایرین است که به اشکال مختلف نمودار می گردد که معروفترین دولتهای نژاد پرست قرن بیستم عبارتتند از : حکومت نازیسم رایش سوم در المان – حکومت فاشیسم ایتالیا – آپارتاید افریقای جنوبی – حکومت صهیونیسم در فلسطین اشغالی و...
نژاد پرستی با میهن پرستی  به فرموده پیامبر اکرم (ص) "حب الوطن" یکی نمی باشد .
هر که را مهر وطن در دل نباشد کافر است   معنی حب الوطن فرموده پیغمبر است

گروههای نژاد پرستی مانع توسعه یافتگی و پیشرفت و صلح و آرامش انسانها و مخاطره آمیز برای جهان می باشند.  آنجا که از امام سجاد معنای نژاد پرستی را جویا شدند و ایشان فرمودند : اگر کسی بدی های قوم خود را بهتر از خوبی های دیگران بداند ، گرفتار تعصب شده است. بنابراین در راستای محبت به قوم خویش را عصبیت نمی گویند . بلکه اگر آنان را در کارهای ظالمانه یاری کند تعصب ورزیده است . در تفکر اسلامی تکبر و غفلت از ذات خدا و عدم کرنش و تسلیم در مقابل حق پایه و اساس نژاد پرستی است که بر همین اصل شیطان رجیم اولین نژاد پرست متعصب تاریخ خلقت بشمار می رود .

می توان با این مقدمه چنین استنباط نمود که :

اولا: بنیادگرائی و نژادپرستی دارای بعد صرف منفی نبوده بلکه دارای تفکر پوزتیوسیتی می باشد.
ثانیا: تاریخچه هیچکدام به اسلام و یا خاورمیانه اسلامی بر نمی گردد.
ثالثا: تنها دولت های نژادپرست برگرفته از فرهنگ و خوی غیر اسلامی ، آسیایی است .
رابعا : هدف تئوری نژاد پرستی نمی باشد بلکه جلوگیری از قدرت مصلحانه دین و حکومت امت واحده دینی است .
فرانسیس فوکویاما صاحب کتاب پایان تاریخ چندی پیش در اورشلیم به بازشناسی هویت شیعه پرداخته و در مسیر شفافیت این تحلیل بر آمده است . او معتقد است که شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست ، پرنده ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ .
عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیده ای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار شیعیان و آزادیخواهان بوده است . قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سر در گمی فرو برده است . از همین رودشمنان بویژه صهیونیسم جهانی برآنند با شبیه سازی و بهره گیری از این واقعیت برای دنیای پوشالی و خیالی خود جلوه های مقدس و آسمانی بیافرینند .
فوکو یاما معتقد است که شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیت آن بسیار مهم است و می گوید :  این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش باشهادت دو چندان می شود . شیعه عنصری است که هر چه او را از بین می برند بیشتر می شود. 
و به عنوان مثال می گوید که : اینها در جنگ با عراق فاو را تسخیر کردند و میروند کربلا را هم بگیرند و این یعنی فتح قدس... اگر کربلا را بگیرند ، اینجا را هم قطعا می گیرند .
کنفرانس دوربان 2را با نگاهی به این خلاصه می توان نتیجه ای از تئوری نژاد پرستانه دولت و گروههایی دانست که در راستای عملی کردن گفتمانهای نژاد پرستانه خویشند.
تئولند مهمترین نقطه ای است که می تواند دارای ابعاد مختلف بازدارندگی تعصبات و وابستگی های عوامانه یا سیاست زده قدرتمندان جهان باشد .
تنها منطقه ای که حکومتی با تئوری ولایت فقیه و دارای خصوصیاتی فرا منطقه ای و فرا ملی است که می تواند در مسیر توسعه و تعالی جامعه بشری گام بر دارد منطقه تئولند و کشور جمهوری اسلامی ایران است.
نوع نگاه وبرخورد با نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس دوربان 2 برهمین پایه و اساس و با عقبه فکری و سیاسی،  قابل تامل و رسیدگی می باشد .

* استاد حقوق دانشگاه

توجه: تئوری تئولند در مصاحبه ای وِیژه توسط خبرگزاری قدس با دکتر محمد جعفر ایرانی صاحب این تئوری  مفصل تشریح شد که متن آن در آیکون های این خبرگزاری قابل دریافت است.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |
مطلب زیر برگرفته از سایت قلم نیوز میباشدhttp://www.ghalamnews.ir/news-6642.aspx که بمنظور مطالعه دوستان ذیلا درج گردیده است.
 
جامعه -محمدجعفر ایرانی عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها - جهان امروز که متشکل از شبکه های پیچیده و به هم پیوسته است سرشار از ضد و نقضیهائی متناقض ومتکثر است آنچنانکه دربسیاری از موارد جمع شدن این اضداد محال و غیر قابل تصور می نمایاند در حوزه های مختلف خصوصاً در حوزه عمل به تئوریهای موجود امروزی از بین بردن حساسیتهای متباین کاری هنرمندانه و هنری مفید و مثمر ثمر می باشد .
 
 
 

همانگونه که افراد اندیشه و رز و برجسته را نیز از همین منظر می نگرند و بقاء و دوام و الگو شدن ایشان نیز به همین خصوصیات است امام علی (ع ) را براین منهج فردی جامع نقیضین و یا ضدین می دانند آنجا که دین را با دنیا، اخلاق را با سیاست، عرفان را با حکومت، صداقت و راستی را با جهاد و نبرد و ..... را باهم در آمیخته بود و بقول تمامی دوستان و بیگانگان ابر مردی است که مشعل روشنایی بخشش ابدالدهر نور افشانی و مسیر نمایی می کند و بقول جرج جورداق مسیحی : علی صوت عدالت انسانی است .

رسیدن به چنین جایگاهی تنها مختص ائمه و انبیا و معصومین نیست .ممارست و خودشناسی و هدف گذاری نمودن ارزشها و تلاش برای رسیدن به نتایج مطلوب ترسیمی می تواند از سایر افراد نیز چنین چهره درخشانی را با تلاءلو های نورانی خلق نماید .

میر حسین موسوی سیاستمداری است که در سیاست ورزی و مدیریت و حکمرانی به عمل اثبات نموده است که اخلاق ، معنویت ، ارزشها و آموزه های دینی ، ظرافتهای هنرمندانه در اعلام موضع و اتخاذ تدبیر ، صبرو استقامت ، تامل و تعقل ، واقع بینی و .... را همچون امام راحل درانجام امور جاری و سیاسی خویش یکجا  امانتداری می نماید .

مهندس موسوی را می توان با نگرش به تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی و اخذ تصمیمات هنرمندانه و ظریفش در مواجهه با حوادث تلخ و شیرین روزگار بهتر کالبد شکافی نمود . تحکم و اقتدار وی در برخورد با بحرانهای عظیم اول انقلاب و رافت و خلوص او در مواجهه با نیروهای بسیجی و رزمنده و تمکین وی از اصلی ترین رکن انقلاب و اسلام یعنی امام و ولایت فقیه ، سکوت همراه یا تعقل و تدبیر پس از جنگ و تئوریزه نمودن بسیاری از اندیشه های ناب امام و اسلام در این ایام و مواضع بجا و تحلیل و نقد کارشناسانه وی درخصوص توقیف فله ائی مطبوعات و یا ارائه تئوری توهم توطئه ادوارد سعید درفضای بسته سیاسی کشور و حمایت از دولتهای اصلاحات و سازندگی و .... همگی برگرفته از عمق تاثیر گذاری و حساسیت ایشان در برخورد با مشکلات و موانع موجود در راه پیشرفت همه جانبه کشور عزیز اسلامیمان می باشد .

شاید سخت باشد که هم فردی بتواند مبارزی جسور و دلیر و هم هنرمندی ظریف و لطیف و یا بهتر بگویم ماده و ماتریالی را سراغ داشته باشیم که هم استحکام آهن را داشته باشد و هم انعطاف پذیری و زیبایی نسیم و روشنایی آب زلال کوهساران .

میر حسین موسوی عنصری است که ضمن برخورداری از این موهبت الهی که نشات گرفته از خودسازی و خودشناسی فردی می باشدشخصیتی است منحصر بفرد در درک شرایط و مدیریت زمان و بهره برداری از فرصتهای موجود و امکان بهره برداری از آن با افق دیدی وسیع و ارزشمند که می تواند بدرستی و سلامت مدیریت اجرایی و کلان کشور را برعهده بگیرید.

                                                                                          بادا که چنین باشد .

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 1:51 بعد از ظهر |
عرصه انتخابات میدان جذب اقبال عمومی وآراء موجود درجامعه می باشد.جریانات موجود درنظام سیاسی کشور که اصولا به چپ وراست تقسیم می شوند هرکدام دارای تفکرات وقالبهای فکری مستقل ومشخصی هستند که این ظرفیتها وچارچوبهای فکریند که مرزهای سیاسی ،اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی وحتی ایدئولوژیک آنها را مشخص می کند.

یکی از مهمترین اصول دراین دوجریان مرسوم ومعمول درعرصه داخلی کشورنوع نگاه ایشان به حقوق افراد بما هو انسان واستقلال فکری وشخصیتی ایشان میباشد.

اصولا درجریان چپ این باور وجود داردکه:تشتت افکار وتکثر آرا، نوعی تکامل وپیشرفت فردی است که نتیجه آن استحکام گروهی واجتماعی می باشد.اگردریک باور دمکراتیک که افراد حق رای دادن دارند ومی توانند به این بلوغ برسند که خودانتخاب کنند وسرنوشت آینده را رقم زنند باید نتیجه گرفت که هر فردی از این مجموعه باتوجه به جوانب موجود وپتانسیلهای فطری واکتسابی خویش اجازه وحق بروز بعنوان منتخب وعرضه شدن را هم دارا می باشد.

وجود تثلیث نامزدهای انتخاباتی ریباست جمهوری دراردوگاه اصلاح طلبان برگرفته از نگاه ایشان به دمکراسی وآزادی افراد وافکارشان درچارچوب نص قانون وشرع می باشد که مقدمتا اشاره شد.

اعتقاد داشتن به اصول را باید درعرصه عمل وبیان آن اصول وباور قلبی نیز نشان داد.حضور هرفردی که این توان را درخود می بیند جای شگفتی ندارد بلکه اجرا وعمل بدان تئوری وفرضیه های سیاسی جریان اصلاح طلب می باشد.

نکته دیگرآنکه این حضور نمادی از وجود منابع انسانی غنی مدیریتی وعلمی وتجربی دربدنه اصلاحات است که می تواند براساس ذائقه سیاسی افراد جامعه وآنهم درحدبالائی از ذخائر ونیروهای فراوان وذیقیمت خویش بمنظور اعتلایسیاسی واقتصادی و...کشور بهره برد.امروزه توان هرمجموعه ائی اعم ازسیاسی ،ورزشی،مدیریتی،نظامی و...به تعدد وتکثر کمی وکیفی نیروی انسانی خلاق وارزشمند آن می باشد.

باتوجه به این مختصرمعتقدم که اصولا نه دراین شرایط زمانی ونه با این باورهای سیاسی اشاره شده درجریان چپ واصلاح طلب ضرورت ونیازی به اجماع موسوی وکروبی ویا خرسندی از انصراف خاتمی شایسته ومتصور نیست.

موفقیت وکسب پیروزی درانتخابات جز با مشارکت بالای مردمی وجلوگیری ازتخریب وداشتن وحدت درونی خصوصا برای اردوگاه نشینان اصلاح طلب حاصل نخواهد شد.آنچه ضروری بنظر می رسد ترغیب مشارکت حداکثری مردم خصوصا آرا خاموش اجتماع واپوزسیون داخلی نظام که هم باعث رشد سیاسی با مشارکت بالا وهم موجب تقویت نظام مردمسالار وهم نتیجه ای مطلوب درجهت اهداف امام وانقلاب واصلاحات میباشد حاصل می گردد.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 12:4 بعد از ظهر |