تبليغاتX
بیان ایرانی

حقوق برای اعمال حق استیفاء و حق تمتع افراد ایجاد گردیده و مهمتر آنکه فرض را بر دفاع از حقوق افرادیکه امکان رسیدن به حقوق حقه خویش را ندارند گذاشته است .

منشور جهانی حقوق کودک ،هر طفل و انسان زیر 18 سال را کودک دانسته و براساس اهمیت این طیف از افراد محق، تعالیم و تکالیفی را برای حاکمیت دولت سرزمینهای مختلف در دنیا بر شمرده است .

کودکی که می تواند با بهره گیری از توانمندیهای جسمی و روحی حداقلی خویش تحت پوشش این قوانین به تعالی و رشد همه جانبه نایل گردد .

در روزهای اخیر انتشاررنجنامه ائی از سوی قریب به 1000 نفر از اولیاء دانش آموزان کودکان استثنائی تهران در خصوص عدم توجه به این افراد از سوی آموزش و پرورش به ریاست جمهوری نشان از کم توجهی و مسکوت ماندن حقوق قانونی و اساسی این قشراز ابنا بشر و ملت ایران دارد

درمقدمه و سایر اصول قانون اساسی به رشد و تعالی و کرامت ابناء بشر اهتمام وافر شده است مخصوصاً آنجا که حقوق زن را مستقلاً و حقوق کودک را بصورت مستتر و احتمالاً حذف بقرینه معنوی اشاراتی نموده است .

بند 6 اصل دوم قانون اساسی می گوید : کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت... از پایه های اساسی و اصلی نظام جمهوری اسلامی است

بند 3 اصل سوم نیز می گوید : آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان،برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی از وظایف  دولت جمهوری اسلامی است .

اصل 30 قانون اساسی چنین می گوید که : دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تسهیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بطور رایگان

موارد فوق تصریحاتی صریح در خصوص حقوق کودک در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است .

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1989 کنوانسیون جهانی حقوق کودک را تصویب نمود که جمهوری اسلامی ایرانی نیز درسال 1372 بصورت مشروط بدان پیوسته است

ماده 23 کنوانسیون حقوق کودک می گوید : 1- کشورهای طرف کنوانسیون اذعان دارند کودکی که ذهناً یا جسماً دچار نقص می باشد باید در شرایطی که متضمن منزلت و افزایش اتکاء به نفس باشد و شرکت فعال کودک در جامعه را تسهیل نماید ، رشد یافته و از یک زندگی آبرومند و کامل برخوردار نمایند .

براساس مفاد ماده مذکور جمهوری اسلامی ایران نیز هم از قبل و هم بعد از این کنوانسیون در راستای کمک و مساعدت در بهبود اوضاع این کودکان با تامین نیازهای اولیه آنها در سازمانهای متولی مانند :آموزش و پرورش کودکان استثنایی و بهزیستی تدابیری اتخاذ نموده است .

اما آنچه مسلم است با توجه به پیشرفت زمان و تاثیر آن در فنارویهای نوین و نانو تکنولوژی و لوازم و اقلام آموزشی و کمک آموزشی برای این کودکان، دولت در این مسیر جهدو تلاش مثمر ثمری نداشته است و بیشترین عامل برای اعتراض اولیاء کودک استثنایی راهمین عامل یا احساس بی ارزش بودن کودکشان در جامعه دولتی ایران باید دانست .

کودک استثنایی عنصری است مدنی در جامعه ایران که حق حیات ، حق آموزش ، حق بهداشت ، حق تعالی و مفید بودن و .... را براساس حقوق اساسی خویش دارا می باشد آنچه مهم است وجود احساس عدم رضایتمندی در اجتماع است که از ذات رضایتمندی واجب تر بنظر می رسد همانند وجود: احساس امنیت ، احساس رفاه ، احساس ارزشمندی .

بند 2 ماده 23 قانون مذکور : کشورهای طرف کنوانسیون حق کودکان معلول را برای برخورداری از مراقبتهای ویژه به رسمیت می شناسد و ارایه این مراقبتها را بر حسب شرایط والدین و یا مسئولین کودک و منوط به وجود منابع به این گونه کودکان و کسانیکه مسئول مراقبت از وی هستند ، تشویق و تضمین خواهند کرد .

ایجاد ارتباط مناسب بین قانون و افراد محق و تحت شمول آن وظیفه دولت و دستگاههای اجرایی می باشد. استفاده از توان ابزاری و فکری و قانونی کشور بمنظور توان افزایی کودکان استثنایی و استفاده از تجربیات علمی و پزشکی و پیشرفته سایرکشورها و تبادل اطلاعات و معلومات با مراکز مجهز دنیا می تواند از عوامل موثر ایجاد احساس رضایتمندی اولیا این کودکان در مسیر تعالی و تکامل و کرامت انسانی هر عنصر ایرانی باشد .

 

 

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:23 بعد از ظهر |

مطلب زیر درخصوص بررسی اجمالی وتطبیقی دراهداف استعمار وبه بهانه برخورد وبرگزاری کنفرانس ضدنژادپرستی ژنو معروف به دوربان ۲ میباشدکه درخبرگزاری قدسنا منتشرگردید.http://www.qodsna.com/NewsContent-id_15698.aspx

چندی پیش با ارائه "تئوری تئولند" بر این منهج تفسیر نمودیم که هدف استعمار و قدرتهای علنی و در سایه جهان معاصر از برخوردهای سیاسی و اعمال مجرمانه و نزاعهای قومی و دینی و منطقه ای خصوصا ایجاد ایسمهای مختلف دینی دسترسی به منطقه تئولند بمنظور اجرای سیاستهای تمامیت خواهانه و تصاحب گرانه شان می باشد .
کنفرانس ضد نژاد پرستی ژنو یا دوربان 2 که اخیرا برگزار گردید و برخورد نمادین نژادپرستان با مدعوین آن ، جدای از تحلیل های سیاسی داخلی و خارجی و سلبی نسبت به این موضوع شاهد مثالی است در راستای اهمیت تئوری جدید الظهور سرزمین ادیان یا همان تئولند.
قبل از ورود به بحث لازم میدانم تعریفی مشخص از نژاد پرستی و بنیاد گرایی را تقدیم نمایم .

بنیاد گرایی :
از نگاه امریکائی ها و غربیان بنیادگرائی نوعی تعصب جاهلانه و عدم توان و قدرت افراد در مقابل تنوع و تکثر در حوزه های تئوریکی و دینی است . این عدم تحمل و بردباری که تحقیر فرهنگی و افراط گرایی و حرکت توده وار و پوپولسیتی از مشخصات آن می باشد  تبدیل به تروریست دولتی می شود .
در حالیکه با مرور تاریخچه و پیدایش آن درمی یابیم که بنیادگرائی توسط گروهی از جوانان امریکائی معتقد به مذهب پروتستان در قرن اخیر ایجاد و در واژگان سیاسی به عنوان محافظه کاری پای در عرصه جهان گذارد .
این دسته تمایل و وابستگی و سرسپردگی خود را به مذهب و اصول سنتی و کتاب مقدس انجیل اعلام نمودند  و معتقد بودند که دین و حضرت مسیح برای نجات انسانها و تصفیه و به کمال رسانی روح معنویت انسانها ست نه تغییرات غیر ماورالطبیعه ای وزشتی  که آن هم صرفا از طریق تبیین و تفسیر مقطعی انجیل محقق می شود. 
واژه بنیادگرائی از دیدگاه لیبرالیستی به مفهوم افراط گرایی فنانیک و سنت گرایی محض می باشد و تعبیر رادیکالیست ها از این واژه مبتنی بر تعصب و لجاجت های مذهبی و منفعلان سیاسی که گرایش به افکار نیاکان خود دارند و علم و تاریخ و مدرنیته و روشنگری و روشنفکری و انقلاب صنعتی وارد می کنند ، می باشد .
در اسلام نیز پایبندی به ارزشها و اعتقادات و اصول مذهبی اربعه (کتاب ، سنت ، اجماع و عقل) و پذیرش  اصول دین و عمل به فروع دین تلقی می گردد که با این تعریف تمامی مسلمین را می توان بنیاد گرا نامید .

 

نژاد پرستی :

طبیعت و سرشت انسان چنان است که برخی از مواهب الاهی او را وابسته می نماید مانند : خاک، خون، نژاد، ثروت و امثال آن و بر این اساس خود را از دیگران متمایز نموده و به همین دلیل منافع ارزشمند خود را بر دیگران ترجیح می دهد حتی اگر در این تمایز ضرر و زیانی برای سایرین تصورشود .
نژاد پرستی نوعی تعصب بر اولویت نژاد قومی خاص بر سایرین است که به اشکال مختلف نمودار می گردد که معروفترین دولتهای نژاد پرست قرن بیستم عبارتتند از : حکومت نازیسم رایش سوم در المان – حکومت فاشیسم ایتالیا – آپارتاید افریقای جنوبی – حکومت صهیونیسم در فلسطین اشغالی و...
نژاد پرستی با میهن پرستی  به فرموده پیامبر اکرم (ص) "حب الوطن" یکی نمی باشد .
هر که را مهر وطن در دل نباشد کافر است   معنی حب الوطن فرموده پیغمبر است

گروههای نژاد پرستی مانع توسعه یافتگی و پیشرفت و صلح و آرامش انسانها و مخاطره آمیز برای جهان می باشند.  آنجا که از امام سجاد معنای نژاد پرستی را جویا شدند و ایشان فرمودند : اگر کسی بدی های قوم خود را بهتر از خوبی های دیگران بداند ، گرفتار تعصب شده است. بنابراین در راستای محبت به قوم خویش را عصبیت نمی گویند . بلکه اگر آنان را در کارهای ظالمانه یاری کند تعصب ورزیده است . در تفکر اسلامی تکبر و غفلت از ذات خدا و عدم کرنش و تسلیم در مقابل حق پایه و اساس نژاد پرستی است که بر همین اصل شیطان رجیم اولین نژاد پرست متعصب تاریخ خلقت بشمار می رود .

می توان با این مقدمه چنین استنباط نمود که :

اولا: بنیادگرائی و نژادپرستی دارای بعد صرف منفی نبوده بلکه دارای تفکر پوزتیوسیتی می باشد.
ثانیا: تاریخچه هیچکدام به اسلام و یا خاورمیانه اسلامی بر نمی گردد.
ثالثا: تنها دولت های نژادپرست برگرفته از فرهنگ و خوی غیر اسلامی ، آسیایی است .
رابعا : هدف تئوری نژاد پرستی نمی باشد بلکه جلوگیری از قدرت مصلحانه دین و حکومت امت واحده دینی است .
فرانسیس فوکویاما صاحب کتاب پایان تاریخ چندی پیش در اورشلیم به بازشناسی هویت شیعه پرداخته و در مسیر شفافیت این تحلیل بر آمده است . او معتقد است که شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست ، پرنده ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ .
عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیده ای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار شیعیان و آزادیخواهان بوده است . قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سر در گمی فرو برده است . از همین رودشمنان بویژه صهیونیسم جهانی برآنند با شبیه سازی و بهره گیری از این واقعیت برای دنیای پوشالی و خیالی خود جلوه های مقدس و آسمانی بیافرینند .
فوکو یاما معتقد است که شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیت آن بسیار مهم است و می گوید :  این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش باشهادت دو چندان می شود . شیعه عنصری است که هر چه او را از بین می برند بیشتر می شود. 
و به عنوان مثال می گوید که : اینها در جنگ با عراق فاو را تسخیر کردند و میروند کربلا را هم بگیرند و این یعنی فتح قدس... اگر کربلا را بگیرند ، اینجا را هم قطعا می گیرند .
کنفرانس دوربان 2را با نگاهی به این خلاصه می توان نتیجه ای از تئوری نژاد پرستانه دولت و گروههایی دانست که در راستای عملی کردن گفتمانهای نژاد پرستانه خویشند.
تئولند مهمترین نقطه ای است که می تواند دارای ابعاد مختلف بازدارندگی تعصبات و وابستگی های عوامانه یا سیاست زده قدرتمندان جهان باشد .
تنها منطقه ای که حکومتی با تئوری ولایت فقیه و دارای خصوصیاتی فرا منطقه ای و فرا ملی است که می تواند در مسیر توسعه و تعالی جامعه بشری گام بر دارد منطقه تئولند و کشور جمهوری اسلامی ایران است.
نوع نگاه وبرخورد با نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس دوربان 2 برهمین پایه و اساس و با عقبه فکری و سیاسی،  قابل تامل و رسیدگی می باشد .

* استاد حقوق دانشگاه

توجه: تئوری تئولند در مصاحبه ای وِیژه توسط خبرگزاری قدس با دکتر محمد جعفر ایرانی صاحب این تئوری  مفصل تشریح شد که متن آن در آیکون های این خبرگزاری قابل دریافت است.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |