تبليغاتX
بیان ایرانی
مصاحبه سایت قلمhttp://www.ghalamnews.ir/news-6856.aspx درباره مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی درباره وبلاگها و وبسایت های الکترونیکی:
زنان - علوم در بستر زمان و پیشرفتهای مدنی و اجتماعی انسان دست خوش تغییر و گفتمانهای نو شده اند .یکی از مهمترین علوم که ارتباط نزدیکی با سایر علوم در حوزه های مختلف دارد علم حقوق (law) دست حقوق به انسان همانگونه که وضعیت حالیه او وجود دارد می پردازد و از توانائیها و توانمندیهایش در مقابل تکالیف و وظایفش در مقابل یکدیگر و دولتها و فراتر از آن عرصه بین الملل بحث و غوض و غورمی کند.

حق یاlaw یا droitرا می توان توانایی شخص بر چیزی یا کسی نام برد و در متون کهن نیز آنرا مترادف و هم معنای سزا آورده اند سعدی می گوید :

ما نتوانیم حق حمد تو گفتن        باهمه کرو بیان عالم بالا

حقوق که در مفاهیم مختلفی بکار می رود از یک نگاه می توان جمع حق دانست که در فقه اسلامی اصولاً در سه بعد حق الله ، حق الناس و حق النفس بدان می پردازند.

در منابع و ترمینولوژیهای موجود حقوق، بالغ بر هفتاد مورد از حقوق افراد من جمله حقوق اجتماعی ، حقوق اداری ، حقوق اساسی ، حقوق انضباطی ، حقوق بشر ، حقوق بین المللی ، حقوق تطبیقی ، حقوق خانواده و ... را نام می برند .

حقوقدانان در یک تقسیم بندی کلی حقوق را به دو دسته عمده عمومی و خصوص و هر کدام از آنها را به دو شاخه داخلی و خارجی منشعب می نمایند که هر یک از حقوق موجود و اشاره شده فوق در یکی از این انشعابات مستقر شده اند. کلیه حقوق افراد و انسانها مورد احترام و توجه است اما حقوق اجتماعات و ملت و در اولویت است بهمین دلیل حقوق اساسی که جزء حقوق عمومی داخلی محسوب می شود به آن جهت که از شکل حکومت و سازمانهای دولتی و حدود حقوق و تکالیف دول و حقوق مدنی و ارزشها و عقاید و سنن و حقوق شهروندی افراد سخن به میان می آید که این موارد جزء اساسی ترین و زیر بنایی ترین نیاز و حق انسانها است که آنرا حقوق اساسی می گویند

.با توجه به این مقدمه وهمانگونه که اشاره شد حقوق اساسی از مهمترین زیر ساختهای علم حقوق می باشد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل آزادی بیان و کرامت انسانی محترم شمرده شده است وبه آزادیهای مشروع درحوزه مطبوعات احترام گذارده است.اصل بیست و چهارم می گوید : نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد تفصیل آنرا قانون معین می کند .

اصل فوق آزادی فعالیتهای رسانه ای را درحدود مشخص شده قوانین خاص محترم شمرده است که متعاقب آن مجلس محترم شورای اسلامی در این راستا اقدام به تصویب قانونی با 48 ماده بعنوان قانون مطبوعات نموده است . ماد یک این قانون می گوید: مطبوعات در این قانون عبارتند از نشریاتی که بطور منظم با نام ثابت و تاریخ و شماره ردیف در زمینه های گوناگون خبری ، انتقادی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، کشاورزی ، فرهنگی ، دینی ، علمی ، فنی ، نظامی ، هنری ، ورزشی و نظایر اینها منتشر می شوند .در این ماده دقیقاً اشکال مختلف و ممکنه نشریات و مطبوعات را مصداق نامبرده است و خصوصیات یک نشریه هم که جزء شکل و ماهیت آن از قبیل انتشار منظم ، نام ثابت ، تاریخ و شماره می باشد را آورده است در تبصره 3 ذیل این ماده نیزآمده است : کلیه نشریات الکترونیکی مشمول مواد این قانون است .

خارج از تفاوتهای شکلی موجود در نشریات فیزیکی و متداول گیشه ای با مطالب یا روزنامه های الکترونیکی یا اینترنتی از نظر ماهیتی و قانونی نیز دارای تباین و تمایزاتی می باشند .

اول آنکه : قانون گذاردر این قانون تنها اشاره به نشریات و یا مطبوعات فیزیکی داردو در تبصره 3 آن نشریات الکترونیکی همانند سایرمطیوعات تلقی نموده نه هر گونه سایت یا وبلاگ و وبسایتی که اصالتا مطبوعات به معنای اخص نمی باشند .

دوم  آنکه : درمصوبه اخیر مجلس محترم شورای اسلامی اشاره شده است که نکات مبهم و غیر شفاف این قانون که سایتها و وبلاگها باید از دولت ( وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ) مجوز فعالیت بگیرند توسط آئین نامه اجرایی معین گردد . در حالیکه قانون باید دارای صراحت و شفافیت و مسیر نمای آئین نامه های اجرائی باشد نه اینکه آئین نامه در صدد تبیین و یا تفسیر قانون بر آید .

سوم آنکه : قانون باید جامعیت و مانعیت داشته باشد یعنی جامع افراد تحت شمول و مانع اغیار خارج الشمول باشد که بدلیل تعجیل در تصویب آن و مشخص نبودن بسیاری از چارچوبهای کارشناسانه و تخصصی اش جای تردید و تامل دارد .

چهارم آنکه : اصولاً قوانینی استمرار دارندکه افراد تحت شمولش آنرا لازم و ضروری و از حقوق خویش یا جامعه بدانند و این خود باعث الزام آوری و ضمانت اجتماعی داشتن آن قانون می شوند و از خصوصیات مهم حقوق اساسی انسانها همین عمومیت و ارزشمند بودن عامه آن است از قبیل : زبان و خط رسمی کشور - پرچم - دین و مذهب و مبداء تاریخ رسمی کشور ....

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 1:46 بعد از ظهر |
مطلب زیر برگرفته از سایت قلم نیوز میباشدhttp://www.ghalamnews.ir/news-6642.aspx که بمنظور مطالعه دوستان ذیلا درج گردیده است.
 
جامعه -محمدجعفر ایرانی عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها - جهان امروز که متشکل از شبکه های پیچیده و به هم پیوسته است سرشار از ضد و نقضیهائی متناقض ومتکثر است آنچنانکه دربسیاری از موارد جمع شدن این اضداد محال و غیر قابل تصور می نمایاند در حوزه های مختلف خصوصاً در حوزه عمل به تئوریهای موجود امروزی از بین بردن حساسیتهای متباین کاری هنرمندانه و هنری مفید و مثمر ثمر می باشد .
 
 
 

همانگونه که افراد اندیشه و رز و برجسته را نیز از همین منظر می نگرند و بقاء و دوام و الگو شدن ایشان نیز به همین خصوصیات است امام علی (ع ) را براین منهج فردی جامع نقیضین و یا ضدین می دانند آنجا که دین را با دنیا، اخلاق را با سیاست، عرفان را با حکومت، صداقت و راستی را با جهاد و نبرد و ..... را باهم در آمیخته بود و بقول تمامی دوستان و بیگانگان ابر مردی است که مشعل روشنایی بخشش ابدالدهر نور افشانی و مسیر نمایی می کند و بقول جرج جورداق مسیحی : علی صوت عدالت انسانی است .

رسیدن به چنین جایگاهی تنها مختص ائمه و انبیا و معصومین نیست .ممارست و خودشناسی و هدف گذاری نمودن ارزشها و تلاش برای رسیدن به نتایج مطلوب ترسیمی می تواند از سایر افراد نیز چنین چهره درخشانی را با تلاءلو های نورانی خلق نماید .

میر حسین موسوی سیاستمداری است که در سیاست ورزی و مدیریت و حکمرانی به عمل اثبات نموده است که اخلاق ، معنویت ، ارزشها و آموزه های دینی ، ظرافتهای هنرمندانه در اعلام موضع و اتخاذ تدبیر ، صبرو استقامت ، تامل و تعقل ، واقع بینی و .... را همچون امام راحل درانجام امور جاری و سیاسی خویش یکجا  امانتداری می نماید .

مهندس موسوی را می توان با نگرش به تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی و اخذ تصمیمات هنرمندانه و ظریفش در مواجهه با حوادث تلخ و شیرین روزگار بهتر کالبد شکافی نمود . تحکم و اقتدار وی در برخورد با بحرانهای عظیم اول انقلاب و رافت و خلوص او در مواجهه با نیروهای بسیجی و رزمنده و تمکین وی از اصلی ترین رکن انقلاب و اسلام یعنی امام و ولایت فقیه ، سکوت همراه یا تعقل و تدبیر پس از جنگ و تئوریزه نمودن بسیاری از اندیشه های ناب امام و اسلام در این ایام و مواضع بجا و تحلیل و نقد کارشناسانه وی درخصوص توقیف فله ائی مطبوعات و یا ارائه تئوری توهم توطئه ادوارد سعید درفضای بسته سیاسی کشور و حمایت از دولتهای اصلاحات و سازندگی و .... همگی برگرفته از عمق تاثیر گذاری و حساسیت ایشان در برخورد با مشکلات و موانع موجود در راه پیشرفت همه جانبه کشور عزیز اسلامیمان می باشد .

شاید سخت باشد که هم فردی بتواند مبارزی جسور و دلیر و هم هنرمندی ظریف و لطیف و یا بهتر بگویم ماده و ماتریالی را سراغ داشته باشیم که هم استحکام آهن را داشته باشد و هم انعطاف پذیری و زیبایی نسیم و روشنایی آب زلال کوهساران .

میر حسین موسوی عنصری است که ضمن برخورداری از این موهبت الهی که نشات گرفته از خودسازی و خودشناسی فردی می باشدشخصیتی است منحصر بفرد در درک شرایط و مدیریت زمان و بهره برداری از فرصتهای موجود و امکان بهره برداری از آن با افق دیدی وسیع و ارزشمند که می تواند بدرستی و سلامت مدیریت اجرایی و کلان کشور را برعهده بگیرید.

                                                                                          بادا که چنین باشد .

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 1:51 بعد از ظهر |
عرصه انتخابات میدان جذب اقبال عمومی وآراء موجود درجامعه می باشد.جریانات موجود درنظام سیاسی کشور که اصولا به چپ وراست تقسیم می شوند هرکدام دارای تفکرات وقالبهای فکری مستقل ومشخصی هستند که این ظرفیتها وچارچوبهای فکریند که مرزهای سیاسی ،اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی وحتی ایدئولوژیک آنها را مشخص می کند.

یکی از مهمترین اصول دراین دوجریان مرسوم ومعمول درعرصه داخلی کشورنوع نگاه ایشان به حقوق افراد بما هو انسان واستقلال فکری وشخصیتی ایشان میباشد.

اصولا درجریان چپ این باور وجود داردکه:تشتت افکار وتکثر آرا، نوعی تکامل وپیشرفت فردی است که نتیجه آن استحکام گروهی واجتماعی می باشد.اگردریک باور دمکراتیک که افراد حق رای دادن دارند ومی توانند به این بلوغ برسند که خودانتخاب کنند وسرنوشت آینده را رقم زنند باید نتیجه گرفت که هر فردی از این مجموعه باتوجه به جوانب موجود وپتانسیلهای فطری واکتسابی خویش اجازه وحق بروز بعنوان منتخب وعرضه شدن را هم دارا می باشد.

وجود تثلیث نامزدهای انتخاباتی ریباست جمهوری دراردوگاه اصلاح طلبان برگرفته از نگاه ایشان به دمکراسی وآزادی افراد وافکارشان درچارچوب نص قانون وشرع می باشد که مقدمتا اشاره شد.

اعتقاد داشتن به اصول را باید درعرصه عمل وبیان آن اصول وباور قلبی نیز نشان داد.حضور هرفردی که این توان را درخود می بیند جای شگفتی ندارد بلکه اجرا وعمل بدان تئوری وفرضیه های سیاسی جریان اصلاح طلب می باشد.

نکته دیگرآنکه این حضور نمادی از وجود منابع انسانی غنی مدیریتی وعلمی وتجربی دربدنه اصلاحات است که می تواند براساس ذائقه سیاسی افراد جامعه وآنهم درحدبالائی از ذخائر ونیروهای فراوان وذیقیمت خویش بمنظور اعتلایسیاسی واقتصادی و...کشور بهره برد.امروزه توان هرمجموعه ائی اعم ازسیاسی ،ورزشی،مدیریتی،نظامی و...به تعدد وتکثر کمی وکیفی نیروی انسانی خلاق وارزشمند آن می باشد.

باتوجه به این مختصرمعتقدم که اصولا نه دراین شرایط زمانی ونه با این باورهای سیاسی اشاره شده درجریان چپ واصلاح طلب ضرورت ونیازی به اجماع موسوی وکروبی ویا خرسندی از انصراف خاتمی شایسته ومتصور نیست.

موفقیت وکسب پیروزی درانتخابات جز با مشارکت بالای مردمی وجلوگیری ازتخریب وداشتن وحدت درونی خصوصا برای اردوگاه نشینان اصلاح طلب حاصل نخواهد شد.آنچه ضروری بنظر می رسد ترغیب مشارکت حداکثری مردم خصوصا آرا خاموش اجتماع واپوزسیون داخلی نظام که هم باعث رشد سیاسی با مشارکت بالا وهم موجب تقویت نظام مردمسالار وهم نتیجه ای مطلوب درجهت اهداف امام وانقلاب واصلاحات میباشد حاصل می گردد.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 12:4 بعد از ظهر |