تبليغاتX
بیان ایرانی

این چه کابوس وحشتناکی است . ساعات و دقایقش گذرانی ندراند انگار زمان از حرکت متوقف شده است خردادی که فرفرج رادر نیمه اش انتظار می کشید چه سنگین است . ثانیه ها نفیرغصه ها و دردهای دل گنجینه اسرار نظام شده اند .

پزشکان پرتلاش ولی ناامید اتاق پدری مهربان و مصمم و عارفی فقیه مسلک و فیلسوفی اندیشمند و رهبری احیاگر را ترک می کنند . این آخرین حضورشان بر بستر آن تن نحیف و تب دار می باشد اشک کسی را مجال پاسخ پرسشهای مکر خانواده و یادگار ماندگارش را نمی دهد .

ولی چه صحنه ایی آن صبح قریب چهاردهم بخود می بیند او میگوید و تنها افلایکان و روح خدا می شنوند .

انا لله و و انا الیه راجعون .... و انا الی ربنا لمنقلبون ... پدر اسرار مگویت بودم و خواهم ماند ... پدر این چه رفتنی بود که مرا پس از تو شرم حضرر است؟ صبوریم به سررسیده توان ایستادنم نیست حسن قصه هایش را با که بگوید ؟ من غصه هایم رادر کدامین چاه دل بریزم ؟

فاطمه کدامین طبله عطاری را به جستجوی حقیقت عالم بجوید ؟ چگونه اشکهای مردم را و چشمان منتظرشان را با وصیت نامه ات پاسخ گویم ؟ پدر چرا حدیث ثقلین (( انی تارکم فیکم ثقلین کتاب اله و عترتی ... )) را همیشه زمزمه گر بودی و در فراز آغازین وصیت نامه ات آوردی ؟ مگر بیم هتاکی به حریم اهلیبت و اعتقادات را می دادید ؟ مگر اهلیبت شما با اهلیبت پیامبر ( حسن و حسین و فاطمه وعلی ) چه فرقی دارند ؟ مگر حسن از حسن جمال و سیرتت احسن نشده است ؟ مگر احمد مادر تو نیست ؟ شاید حسن را محسن و احمد را ...

پدر برخیز و دیگر باردست آسمانی و نفس مسیحایت را بر فراز بشریت به اهتزاز در آور پدر طاقتم تاب و چشمانم خونبار و قلبم مالا مال درد و روحم محبوس تنم شده است به نزدت خواهم شتافت و آرزویم را با دعای خویش مستجاب کن

نفسی علی زفراتها محبوسه

یا لیتها فرجت مع الز فرات

پدر جان آوای رسایت را که منعم کردی از اشتغال به امور دنیوی و سعی در انتخاب شغل و عملی که مرا به او نزدیکتر می کند و رضای جل وعلا در آن است گوشم را می نوازد .

جسم ناتوان و رنجور گشت ازمصیبتت ولی ای پدر به خدای تو و خدای فاطمه که سر عجیبی را تولد و رحلتت با اوست دیری نپاید که تو را خواهم یافت . به سویت خواهم آمد و کاری جز رسیدن به وصالت بر نخواهم گزید مگر بعد از پیامبر علی کاری جز مصیبت و تحمل شداید داشت ؟

مگر بعد از فاطمه آرزوی جزی وصال در سرای ابدیت میکرد ؟ پس مرا از این فراق و دوری جانفرسا برهان و جسم ضعیفم را مجس روح مفارقت جویم نکن .

السلام علیک یا بن رسول الله        السلام علیک یا بن فاطمه الزهرا

اسلام علیک یا روح اله               السلام علیک یا مونس اله والناس

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 و ساعت 12:18 بعد از ظهر |

امروزوقتی روزنامه لبنانی المستقبل را میخواندم در قسمت کاریکاتور به این دو کاریکاتوربرخورد کردم که زیبا وبا مسمی هستندکایکاتور اولی نمادی از حضور تمامی جهان در مساله لبنان است شاید به چندین دلیل لبنان همواره مورد توجه جهان بوده وهست.یکی آنکه مرز اروآسیاست ودوقاره آسیا واروپا را ازطریق دریای مدیترانه به هم متصل میسازد وبه همین دلیل ازدیرباز مردم این سرزمین و فنیقییه ایها به کارتجارت و صیادی و بازرگانی اشتغال داشته اند.دیگرآنکه مرز ادیان بزرگی چون اسلام و مسیحیت است همین منطقه از نقاط بری وبحری تلاقی ادیان بزرگ الاهی است.آخرآنکه مرز خارجی و فرامرزی برخی از کشورها ازقبیل روسیه ایران امریکا عربستان فرانسه و...میباشد.کاریکاتوربعدی شاید تعبیر    حب الوطن پیامبر باشد که شاعرآنرا چنین می سراید:

هرکه را مهروطن دردل نباشد کافراست

معنی حب الوطن فرموده پیغمبراست

کلنا للوطن یعنی همه ما فدای وطن .یاد یک سروده حماسی لری افتادم که برگردانش به فارسی میشود:

مادرهرکی می میره بذار بمیره

نام ایرونم نمیره 

 

 

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 9:16 قبل از ظهر |
این روزها بجهت شرکت در آزمونی دوکتاب ژئواستراتژیک و ژئوپولتیک تالیف دکترعزت اله عزتی را برای خواندن شروع کرده ام.نظریه های هارتلند و ریملند آقایان کمیندرواسپایکمن واهمیت جغرافیا که تاریخی مستمراست .تاریخ که برانگیزاننده قدرت تجزیه وتحلیل آدمی است.

در هردو نظریه فوق منطقه خاورمیانه تاآتلانتیک وسیبری وقسمتی ازاروپاجزنظریه بری وبحری قلب دنیامحسوب میشوند.هر حکومتی براین منطقه مسلط شود یعنی بردنیا مسلط شده است.ولی همانطوریکه میدانیددراین منطقه کشورهای باحاکمیت مستقرومستقل وجودداشته ودارند.

پس چرا اینها حاکم دنیا نیستند؟چراتسلط خارجیدرابعادگوناگون را ایجادنکرده اند؟چگونه میتوان بردنیا چتر تسلط وانتشار راگسترانید؟واصولا چرا بایستی بردنیا مسلط شد؟آیااین نظریه با نظریه ابلاغ و انتقال انقلاب اسلامی به جهان مترادف است؟چرا مرزهای آبی وخاکی یک کشور روزی درزمره ژئوپولتیک است ودیگر روزنیست؟و...

اینها سوالاتی است که اندیشمندان بدون پیشداوری وپیش فرض می توانندپاسخهائی را ارائه دهندتا تحوالات آتی ونابهنگامی که درگستره علوم جغرافیای سیاسی پیش می آیدرا درمسیرژئواستراتژی ومنافع ملی سوق دهند.

+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در چهارشنبه یکم خرداد 1387 و ساعت 11:25 قبل از ظهر |