اما دريغ كه آن حاكمان و سودجويان محلي تحت لواي دين و ارزشهاي اسلامي، لرستان را قرون وسطايي ميخواهند و مردم را تيول خود ميدانند و در كمال بيهنري و با سوءاستفاده از حمايتهاي مركز، كمترين مجازات فعالان سياسي آزاد و مستقل كه در برابر اين حاكميت محلي سر فرود نياورند، متهم شدن، بدنام شدن و حذف از گردونه خدمت است و اين تراژدي غمانگيز آنجا به اوج خود ميرسد كه اين همه به نام دين، قانون و مردم انجام گرديده و اعمال آن بر شخصيتهاي حقيقي و حقوقي مقدس و ارزشمندي تحميل و افراد و نهادهايي هزينه ميشوند كه در مواردي آنها سرمايه ديني و ملي شناخته و از اركان نظام به حساب ميآيند و صد افسوس از اين كوتهنظري و خودبيني و سودجويي و هزينههايي كه براي آن پرداخت ميشود. آنچه پيش آمد، امتحان الهي بود؛ هم براي ما و هم براي طراحان و هم براي مراجع تصميم و من ضمن سپاس فراوان به درگاه خداوند، از لطف بيكران اقشار مختلف مردم و حمايت بيدريغ روحانيت، بزرگان و مسوولان بلندپايه استاني و سطح ملي از اين سرباز ايران اسلامي، تقدير ميكنم. درمورد خيمهشببازان و صحنهگردانان، خدا و بندگان خدا را به داوري ميخوانم و در آخر از ساحت مقدس شوراي نگهبان ميخواهم كه در فرصت مناسب و بعد از آنكه به خود آمد و معركه آرام شد و گرد و غبار و فضاي آلوده فصل انتخابات فرونشست، بار ديگر پروندهام را با حضور خدا، نه با حضور مغرضان مأمور رسيدگي نمايد. ولي براي بيان يك از هزاران، اول بايد اعلام كنم كه دوست و دشمن بدانند، ملامت ميكشم ولي تقلب احوال، ندانمكاريها و بيمهريها، كجفهميها و حتي جور و جفا نميتواند مرا از اسلام، راه امام، عشق به رهبري، سربازي نظام و خدمت به امت اسلامي كه با پوست و گوشت و استخوانم عجين است جدا كند و چنين خواهم بود؛ حتي اگر شوراي محترم نگهبان به جاي 4سال يك بار، روزي 4بار مرا از در براند. ...روح آزادي كشته و يا بيمار ميشود و ديگر توقع تربيت و پرورش اميركبيرها در دولت و مدرسها در مجلس را بايد از لابهلاي تاريخ جستوجو كرد كه گفتهاند: چو پردهدار به شمشير ميزند همه را / كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند ... قرآنها را بر سر نيزه كردند و ناجوانمردانه و رذيلانه با توسل به كثيفترين شيوهها از طريق بعضي عناصر بدسابقه و تماميتخواه اقدام به فريب داوران نمودهاند. عناصري كه چهره عوض كرده و كبوتر حرم و محرم اسرار بزرگان گرديده و از اين رهگذر نفوذ خود را در مراكز حساس تصميمگيري گستراندهاند. ...و به دلايلي روشن اكنون در حاشيه امن و سايه نامداران و سهامداران نظام در كنج عافيت به سر ميبرند، البته <آنچه هرگز به جايي نرسد فرياد است.>
مردم ميخواهند بدانند شغل رئيس دفتر نظارت لرستان قبل از انقلاب چه بوده است؟ مركز و لانه فسادي به نام استريو آكايي كه قبل از انقلاب محل عرضه آلات موسيقي و لوازم لهو و لعب و توليد و توزيع كاست فاسدترين رقاصههاي دربار پهلوي و كثيفترين خوانندههاي لسآنجلسي بوده و در 24 متري خيابان حافظ خرمآباد، فعاليت ضدمذهبي و اخلاقي آن زمان را به عهده داشته است متعلق به چه كسي بوده است؟ مردم ميخواهند بدانند عضو رسمي ساواك منحله رژيم منحوس پهلوي با نام مستعار بابك كه اقداماتش عليه روحانيون و ديگر مجاهدان و مبارزان منطقه ازجمله حضرت آيتالله شهيد مدني و حضرت حجتالاسلام والمسلمين شهيد رحيمي در اسناد معتبر ساواك آمده است، كيست؟ حضرت آيتالله جنتي اگر مايل باشند، بعضي از سربازان گمنام امام زمان آمادگي دارند براي روشن شدن اين مسائل و ساير موارد قبل و بعد از انقلاب حضوراً و به طور كامل ارائه گزارش نمايند تا افرادي كه به عنوان چشم و گوش شورا برگزيده ميشوند موجب اعتبار آن شورا باشند، نه اينكه صدها نفر فعال سياسي از فرزندان انقلاب در مراحل مختلف انتخابات تنها به جرم عدم بيعت با اينگونه افراد از گردونه خدمت خارج شوند....
مطلب زیر برگرفته از نطق پیش از دستور آقای علی امامی راد نماینده رد صلاحیت شده دورهفتم مجلس که از نیروهای راست سنتی وطیف اصولگرا محسوب میباشد است.درمجلس ششم زمانی که برخی نمایندگان ردصلاحیت شدندتحصن میکردند وبسیاری براین باورند که تحصن حرکتی دشمن شادکن بوده و ضرورتی برای انجامش احساس نمیشد.امروز نیز بسیاری از رد صلاحیت شدگان که بعضا از جریانات مختلفی میباشند شفاف تر از همان حرکت تحصن مخالفینشان در مجلس ششم اتخاذ تصمیم واعلام موضع مینمایند.آیا این فریادها برای مردم است؟آیا مردم هم با ما همنوا هستند؟آیا اگر مارد صلاحیت نمیشدیم بازهم افشاگری میکردیم؟آیا اینها بمعنی دفاع از انقلاب و اسلام و تحصن دیروز بمعنای آب در آسیاب دشمن ریختن است؟ودهها اآیا و اگر دیگر...
نقل است که روزی فردی از امام صادق پرسیدند:آیا فکرنمی کنیدکه امام علی(ع)درمقابل خوارج نهروان اشتباه کردند.چراکه آنهاپیامبر(ص)واسلام را قبول داشتندوازبهترین یاران وصحابی ایشان بودندامام درجواب فرمودند:آنها از ابتدا ولایت راقبول نداشتندبه پدرم علی(ع)که رسیدند آنرااظهارنمودند.(نقل به مضمون)
این روزهابسیاری ازافرادکه یا دیروزنبودندیااگربودندبدلیل شخصیت کاریزمای امام(ره)آنچنان تاثیروحضوری نداشتندپای درمسیری ناشایست و ناصواب بجهت رفع حقارات تاریخی خود گذاشته اند.مسیری که درآن تحریف تاریخ انقلاب را به همراه دارد.یادطنز شبهای برره می افتم که خوانین دوروستا برای ثبت تاریخ برابراغراض و امیالشان صله ودرهم می بخشیدندتا نگارندگان تاریخ را آنچنان که آنان می خواهند بنویسندو بگویند.
اما اگرتاریخ معجزه ائی داشته باشدآن عبرت آموزی وگردش به مسیرواقعیش میباشد.همیشه مخالف بت ساختن ازافرادو پرستش بتهای زمینی بوده و هستم وبغیراز چهارده معصوم همگی را افرادی ممکن الخطا می بینم.ولی این بدان معنانیست که افرادهمه درتمامی زمینه ها باهم برابرندوخداوندنیزتاکیدبراختلافات متعددانسانهاباهم ازقبیل:رنگ"نژاد"نوع"جنس"استعداد"هوش و...نموده است.
امام یکی ازافرادنخبه وبرجسته ایست که جدای ازظرفیت ایجادیش در تشکیل حکومت اسلامی و بسیج تمامی استعدادهای بالقوه مردمی ازوجوه ممیزه ائی همچون بنیانگذاری حکومت اسلامی در عصرحاضرورهبری جنگ تحمیلی و رهبری مبارزه بارژیم پهلوی تاسرنگونی آن و...رادارد.
دردهه هفتادبیاددارم که تعدادی ازدوستان انجمن اسلامی دانشجویان دردانشگاه امیرکبیرو...گفتمانی تحت عنوان پارادوکسهای گفتاری وکلامی امام راه انداخته بودند که درآن تزلزل و تردید و ضدونقیض بودن گفتارامام را نقطه ضعف و غیراستدلالی بودنش قلمداد می کردند.
وچه بسیار استدلال و براهین مختلف را بدلیل مخالفت و غوطه ور شدن در گرداب تعصبات نابخردانه و غرضورزانه شان نشنیده میگرفتند.وناسخ و منسوخ و کالبدشکافی شان نزول آیات و منطق تفسیر و...را در جوابشان به سخره میگرفتند.
بعدها به تجربه دریافتم که دراین مملکت هرکه میخواهدبزرگ شود بایدبزرگی را به زیرآوردتاجایش رابهترتثبیت بخشد.واین غیراخلاقیترین وناجوانمردانه ترین پست ترین روش بلندی است.
امروزه افرادی که توان ارتقابخشی واصلاح گفتاروکردارشان را ندارند باآوردن هجمه به اندیشه های تابناک امام درصددارتقائ جایگاه نه چندان مستحکم خویشند بیائیم قدرشناس ذخائر معنوی ومنابع ارزشمندانسانی کشورمان باشیم ونگذاریم تادیگران چوب حراج سرمایه های ملی مان را بزنند چنانکه بسیاری از مفاخروعرفا و ادبای این سرزمین امروزه منتسب به ترکیه و آذربایجان و شوروی و...شده اند.
بسیار بزرگان واندیشمندانی در مسیر چرخش چرخ دوار آمده اند و راه نمایان کرده اند و عمروجوانی برسر اخلاص کلام گذارده اند ولی افسوس که حالیان وآیندگان بجز نامی پرایهام و مشوش چیزی ازایشان بیادندارند.

اگر از هر فردمدنی و امروزی نام انواع غذا و لباس وتفریح را بپرسی بیدریغ دایره المعارفی از اطلاعات درخواست شده هستند.اما دریغ از روزی کهاز دانشجوی فلسفه جویای سیدجلال آشتیانی شوید یا از دانشجوی فقه جویای دکتر علیرضا فیض شوید یا از طلبه ائی سراغ از مرحوم علامه حیدر آملی و روح الله کمالوند را بگیریم یا در دانشگاهی نشانی از پروفسور حسابی نمائیم...شاید حرفی برای گفتن از آن همه گفتنی نداشته باشند.همانطوریکه ما از گلستان و بوستان شاخه ائی برای چیدن گزینش نکرده ایم.
بزرگداشت سعدی شیرازرا برگزار میکنیم در سالیکه به پیشنهادترکیه سازمان یونسکو سال ۲۰۰۷میلادی را سال جهانی "مولانا"نامگذاری کرد وما ماندیم و راهی بس عظیم.
هردم از عمر میرودنفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفته ودرخوابی
مگراین پنج روزه دریابی
خجل آنکس که رفت و کارنساخت
کوس رحلت زدندوبارنساخت...
...وسالروز وفات سهراب سپهری که در سال ۱۳۰۷با زبانی رسا ومنش واخلاقی متعالی در کویر تنهائیش روئید و چشمه ائی را جوشاند

اهل کاشانم
روزگارم بد نیست
تکه نانی دارم
سرسوزن ذوقی...
به سراغ من اگر می آئی
نرم و آهسته بیا
که مبادا ترک بردارد
چینی نازک
تنهائی من
در کلاس درسم پرسیدم بزرگراه همت یعنی چه؟
۱ـآقا یعنی تلاش و کوشش.
۲ـیعنی جهد وسعی وافر
۳ـیعنی همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جائی رسیده اند
۴ـیعنی همییت غیرت و شرف
۵...
ولی هزاران حیف که کسی اورا نمیشناخت که رشادتها و شهامتهایش معنا به کلمه همت بخشیده است و آسایش مردم و گذرندگان از آن بزرگراه را او هدیه داده.
بیائیم و بیاموزیم چگونه از این گنجینه ها حکم و چشمه های فیاض کسب فیض نمائیم و خود را با ایشان بیگانه نکنیم.

