مطلب زیبای زیر برگرفته از سایت دوست عزیزم جناب حسین زادگان میباشد.http://www.hosseinzadegan.ir/portal/index.php?option=com_frontpage&Itemid=1
سخن از معجزه ايران است
سخن از صاعقه خشم و خروش
سخن از خشم گره خورده اين شيران است
كز قفس هاي هزاران ساله
رسته و آزادند
از شكوهي كه در اين نهضت بود
موج گسترده كه اين دعوت داشت
يك جهان مات و سراسيمه و سرگردانند
سخن از صاعقه خشم و خروش
سخن از خشم گره خورده اين شيران است
كز قفس هاي هزاران ساله
رسته و آزادند
از شكوهي كه در اين نهضت بود
موج گسترده كه اين دعوت داشت
يك جهان مات و سراسيمه و سرگردانند
مردم زنده و بيدار جهان
با نگاهي نگران
ميگزند از سر حيرت انگشت
همه هر روز زهم ميپرسند:
نفس گرم كدامين عيسي
بر تن مرده صد ساله اين خلق دميد
يد بيضاي كدامين موسي
عقل را از سر فرعون بپراند
عشق و اخلاص كدام ابراهيم
آب بر آتش نمرود بريخت
يا كه اعجاز چه روح اللهي
با سر انگشت مسيحايي خويش
پيكر مرده و افسرده اين ايران را
به خداوند قسم ، بار دگر احيا كرد
آن كدام آذر بود
آن كدام آتش بر خواسته از سينه خاكستر بود ،
كه چنين محشر بي سابقه اي بر پا كرد
اينك از پيكر پر تاب و تب ميهن ما
كه بپا كرده چنين نهضت گسترده و ژرف
قصه ها ساخته اند
همه جا ورد زبانهاست كه :ايران !ايران !
اين شماييد كه با هم همه جا شعر شهادت خوانديد
بر بلنداي زمان ،
پرچم سرخ ظفر بنشانديد
پس از آن ظلمت طولاني شب ،
اينك اين خانه خون باخته ميهن مان
كه پر از عطر بهاران گرديد
اينك اي ملت آگاه و رشيد !
چشمهاتان روشن
دستهاتان پربار
گامهاتان نستوه
قلبهاتان با هم
با نگاهي نگران
ميگزند از سر حيرت انگشت
همه هر روز زهم ميپرسند:
نفس گرم كدامين عيسي
بر تن مرده صد ساله اين خلق دميد
يد بيضاي كدامين موسي
عقل را از سر فرعون بپراند
عشق و اخلاص كدام ابراهيم
آب بر آتش نمرود بريخت
يا كه اعجاز چه روح اللهي
با سر انگشت مسيحايي خويش
پيكر مرده و افسرده اين ايران را
به خداوند قسم ، بار دگر احيا كرد
آن كدام آذر بود
آن كدام آتش بر خواسته از سينه خاكستر بود ،
كه چنين محشر بي سابقه اي بر پا كرد
اينك از پيكر پر تاب و تب ميهن ما
كه بپا كرده چنين نهضت گسترده و ژرف
قصه ها ساخته اند
همه جا ورد زبانهاست كه :ايران !ايران !
اين شماييد كه با هم همه جا شعر شهادت خوانديد
بر بلنداي زمان ،
پرچم سرخ ظفر بنشانديد
پس از آن ظلمت طولاني شب ،
اينك اين خانه خون باخته ميهن مان
كه پر از عطر بهاران گرديد
اينك اي ملت آگاه و رشيد !
چشمهاتان روشن
دستهاتان پربار
گامهاتان نستوه
قلبهاتان با هم
+ نوشته شده توسط محمدجعفرایرانی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت
5:35 بعد از ظهر |


