تبليغاتX
بیان ایرانی
قيمومت
افراد محجور بر اساس قانون مدني و به حكم فقه شيعي عبارتند از: صغير، سفيه و مجنون و يا تاجر ورشكسته كه از طرق مختلف مورد حمايت قانون قرار مي‌گيرند. حمايت‌ها را مي‌توان در بطلان يا عدم نفوذ اكمال حقوقي محجورين ديد و يا درنصب و انتخاب قيم جست‌وجو نمود. به عنوان مثال، حضانت نوعي حمايت از محجورين است كه به صورت جسمي و فيزيكی صغير و مجنون را در كلیه امور مالي و غير مالي تحت پوشش قرار مي‌دهد.


قيم را درمعناي لغوي مي‌توان به عنوان متولي، سرپرست، داراي قيمت، سيد و كسي كه متولي امر شخصي محجور است فرض نمود. در اصطلاح حقوقي، قيم شخصي است كه در صورت نبودن ولي خاص به وسيله دادگاه براي سرپرستي و اداره امور محجور نصب مي‌شود، بنابراين قيمومت وظيفه و سمتي است كه از طرف قاضي به شخصي كه قيم ناميده مي‌شود براي سرپرستي و اداره امور محجور، درصورت فقدان ولي خاص، واگذار مي‌شود.
ولايت بر محجور
گاهي ولايت بر محجور به صورت ولايت قهري است و او كسي است كه به حكم مستقيم قانون اختيار اداره امور محجور را در اعمال حقوقي از جانب او دارد. بر همين اساس به او ولي قانوني نيز گفته مي‌شود. اين ولايت بر اساس مواد 1180 و 1181 قانون مدني به پدر و جدپدري واگذار شده است. اين نوع ولايت با قيمومت در اين نكته متفاوتند كه قيمومت سمتي است كه در صورت نبود ولي خاص (پدر يا جد پدري) به حكم دادگاه برای اداره امور محجور به فرد اعطا مي‌شود.
حضانت
اين نوع از حمايت قانون بر جسم و مراقبت از طفل سخن مي‌گويد و ماده 1168 ق.م مي‌گويد: «نگهداري اطفال هم حق و هم تكليف ابوين است». قانونگذار اين حق و تكليف ملازم يكديگر را در صورت زندگي جدا از هم پدر و مادر تا سن هفت سالگي بر عهده مادر و پس از آن نگهداري از طفل را به عهده پدر گذاشته است.
موارد نصب قيم
ماده 1218 قانون مدني در موارد زير نصب قيم را مجاز دانسته است كه عبارتند از:
1-براي صغاري كه ولي خاص ندارند.
2-براي مجانين، اشخاص غير رشيد كه جنون يا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها بوده و ولي خاص نداشته باشند.
3-براي مجانين و اشخاص غير رشيد كه جنون يا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها نباشد. 
 

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 11:49 بعد از ظهر |

روزی فردی : از حضرت امام صادق (ع ) پرسید : آیا تعصب در اسلام پذیرفته است ؟ حضرت فرمودند : هیچ تعصبی در اسلام پذیرفته شده نیست مگر تعصب عمویم حمزه سید الشهداء

ریشه تعصب ،عصبیت و پذیرش جاهلانه و از روی عقده های احساسی و غیر عقلانی است و فقط تعصب حضرت حمزه را امام معصوم تائید می کند که باعث رهایی از ظلمت و رسیدن به روشنایی روشن می شود چرا که ایشان بدلیل پافشاری بر روی برادر زاده خویش به اسلام گروید و رهایی یافت .

انتخابات دهم ریاست جمهوری در فضایی شکل گرفته و می گیرد که بدلیل برخی تعصبات هنوز شاهد بروز فراگیر آن در تمامی سطوح و اقشار مدنی و یا سیاسی جامعه نمی باشیم .

فضایی که از یک سو انحرافی استراتژیک و از سویی دیگر تاکتیکی خنثی کننده را در پی خواهد داشت .

1-   انحراف استراتژیک :

در ادوار و انتخابات گذشته 30 ساله انقلاب اسلامی عموماً و انتخابات ریاست جمهوری خصوصاً اضلاع واقطاب سیاسی و مشخصی را از دو جریان اصلی نظام شاهد بودیم و علی القاعده رقابت و کنشهای مشخص سیاسی بین منتسبین به این دو جریان مطرح سیاسی درون نظام ظهور وخونمائی  می نمود. دلیل عمده آن نیز خلاء احزاب سیاسی و نبود فرهنگ نهادینه شده تحزب در کشور می تواند باشد چنانکه در کشورهایی که دارای دو یا چند حزب رسمی با کارکرد مشخص حزبی هستند گردش قدرت و انتقال آن در بسترهای ایجاد شده بین همان احزاب مطرح که در نظامی دو یا چند حزبی فعالیت می کنند صورت می گیرد.

همواره جریان خط امام و مقابل آن یا دوم خردادیها و دیگران یا چپ و راست یااصلاح طلب و اصولگرا دو قطب اصلی رقابتهای دمکراتیک و رفرم ایرانی بوده است در این دوره نیز همین چینش در بین کاندیداهای اربعه موجود مشاهده می شود یعنی دو گزینه متعلق به اردوگاه  راست و دو گزینه متعلق به اردوگاه چپ که تقریباً جای تحلیل و واکاوی خاصی در این خصوص دیده نمی شود .

در حالیکه احساس می شود دانسته یا ندانسته انحرافی استراتژیک مبنی بر خطای رقابتی و دو قطبی شدن انتخابات بصورت درون زا و درون جریانی ایجاد شده است که مفهوم رقابت را دچار بحران ماهیتی و هویتی به تناسب ادوار گذشته نموده است .

کشاندن رقابت از دوقطب اصلی چپ وراست یا احمدی نژاد واصلاح طلبان کم کم تبدیل به بدلی از رقابت بین کروبی ومیرحسین شده است.این انحراف دعوا ی درحیات خلوت اصلاحات چاره ائی جز برگرداندن مسیررقابت به دوقطب واقعی انتخابات ندارد.

این خطا و انحراف استراتژیک جنگ فرسایشی و رقابتی باخت ، باخت برای جریان موسوم به اصلاح طلب را ایجاد خواهد نمود و اردوگاه نشینان چپ را از خطر رقیب هر چند هم که کم اقبال باشد غافل ساخته است .

2-     تاکتیک خنثی سازی آراء:

حضور مصمم میر حسین موسوی و خیزش عمومی جامعه به یکباره سایر کاندیداها خصوصاً جریان مقابل ایشان را دچار شوک سیاسی و انتخاباتی نموده است بهمین دلیل بسیاری از فضاهای ورودی اطلاعات عمومی از قبیل رسانه های ملی و محلی و نشریات و اینترنت و تلفن و موبایل و sms  و ..... را مسیری برای بی اثر نمودن حضور مردم و آراء ایشان برگزیده اند . چنانکه رای یا عدم رای مردم را بلااثر دانسته و به اذهان قصد القاء تکرار ریاست جمهوری با طرفه الحیل و جنگهای روانی و لطایف عامیانه و ... را دارند آنچه مسلم است حضور حداکثری مردم و مشارکت بالای ایشان مهمترین عامل خنثی سازی این تاکتیک رنگ باخته انتخاباتی است و شعار موسوی که: هر ایرانی یک ستاد است. را می توان مقدمه ایی تاثیر گذار تحریک کننده این پاتک رقبای انتخاباتی  و سناریوی ترسیمی مخالفین ایشان دانست .

در هر صورت بدلایلی از قبیل مشی سیاسی و اعتدالگرای میر حسین و وجهه تاریخی ایشان در دوران انقلاب و گفتمان احسن و غالب او و اطرافیانش موجب بر هم زنندگی نظم سیاسی و وزن کشیهای گذشته شده است و اوزان کاندیداها را در فرآیندی جدید ترسیم و تعریف باید نمود. این پتانسیل توانسته است تا به امروز بسیاری از تئوریهای آزمایشگاهی و پاستوریزه سیاسی جریان مخالف را بی اثر و یا کم اثر کند و درصورت اتصال شبه جزایر منفصل از فضای فکری موسوی امید آن می رود که شعار خواستن توانستن تا پایان خوش سروده شود و توان افزایی جبهه فرا گیر نیروهای خط امام مانع از پیروزی طرحهای خنثی سازی آراء مردم و القاء این کذب تلخ شود .

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در چهارشنبه ششم خرداد 1388 و ساعت 10:43 قبل از ظهر |

حقوق برای اعمال حق استیفاء و حق تمتع افراد ایجاد گردیده و مهمتر آنکه فرض را بر دفاع از حقوق افرادیکه امکان رسیدن به حقوق حقه خویش را ندارند گذاشته است .

منشور جهانی حقوق کودک ،هر طفل و انسان زیر 18 سال را کودک دانسته و براساس اهمیت این طیف از افراد محق، تعالیم و تکالیفی را برای حاکمیت دولت سرزمینهای مختلف در دنیا بر شمرده است .

کودکی که می تواند با بهره گیری از توانمندیهای جسمی و روحی حداقلی خویش تحت پوشش این قوانین به تعالی و رشد همه جانبه نایل گردد .

در روزهای اخیر انتشاررنجنامه ائی از سوی قریب به 1000 نفر از اولیاء دانش آموزان کودکان استثنائی تهران در خصوص عدم توجه به این افراد از سوی آموزش و پرورش به ریاست جمهوری نشان از کم توجهی و مسکوت ماندن حقوق قانونی و اساسی این قشراز ابنا بشر و ملت ایران دارد

درمقدمه و سایر اصول قانون اساسی به رشد و تعالی و کرامت ابناء بشر اهتمام وافر شده است مخصوصاً آنجا که حقوق زن را مستقلاً و حقوق کودک را بصورت مستتر و احتمالاً حذف بقرینه معنوی اشاراتی نموده است .

بند 6 اصل دوم قانون اساسی می گوید : کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت... از پایه های اساسی و اصلی نظام جمهوری اسلامی است

بند 3 اصل سوم نیز می گوید : آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان،برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی از وظایف  دولت جمهوری اسلامی است .

اصل 30 قانون اساسی چنین می گوید که : دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تسهیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور بطور رایگان

موارد فوق تصریحاتی صریح در خصوص حقوق کودک در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است .

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1989 کنوانسیون جهانی حقوق کودک را تصویب نمود که جمهوری اسلامی ایرانی نیز درسال 1372 بصورت مشروط بدان پیوسته است

ماده 23 کنوانسیون حقوق کودک می گوید : 1- کشورهای طرف کنوانسیون اذعان دارند کودکی که ذهناً یا جسماً دچار نقص می باشد باید در شرایطی که متضمن منزلت و افزایش اتکاء به نفس باشد و شرکت فعال کودک در جامعه را تسهیل نماید ، رشد یافته و از یک زندگی آبرومند و کامل برخوردار نمایند .

براساس مفاد ماده مذکور جمهوری اسلامی ایران نیز هم از قبل و هم بعد از این کنوانسیون در راستای کمک و مساعدت در بهبود اوضاع این کودکان با تامین نیازهای اولیه آنها در سازمانهای متولی مانند :آموزش و پرورش کودکان استثنایی و بهزیستی تدابیری اتخاذ نموده است .

اما آنچه مسلم است با توجه به پیشرفت زمان و تاثیر آن در فنارویهای نوین و نانو تکنولوژی و لوازم و اقلام آموزشی و کمک آموزشی برای این کودکان، دولت در این مسیر جهدو تلاش مثمر ثمری نداشته است و بیشترین عامل برای اعتراض اولیاء کودک استثنایی راهمین عامل یا احساس بی ارزش بودن کودکشان در جامعه دولتی ایران باید دانست .

کودک استثنایی عنصری است مدنی در جامعه ایران که حق حیات ، حق آموزش ، حق بهداشت ، حق تعالی و مفید بودن و .... را براساس حقوق اساسی خویش دارا می باشد آنچه مهم است وجود احساس عدم رضایتمندی در اجتماع است که از ذات رضایتمندی واجب تر بنظر می رسد همانند وجود: احساس امنیت ، احساس رفاه ، احساس ارزشمندی .

بند 2 ماده 23 قانون مذکور : کشورهای طرف کنوانسیون حق کودکان معلول را برای برخورداری از مراقبتهای ویژه به رسمیت می شناسد و ارایه این مراقبتها را بر حسب شرایط والدین و یا مسئولین کودک و منوط به وجود منابع به این گونه کودکان و کسانیکه مسئول مراقبت از وی هستند ، تشویق و تضمین خواهند کرد .

ایجاد ارتباط مناسب بین قانون و افراد محق و تحت شمول آن وظیفه دولت و دستگاههای اجرایی می باشد. استفاده از توان ابزاری و فکری و قانونی کشور بمنظور توان افزایی کودکان استثنایی و استفاده از تجربیات علمی و پزشکی و پیشرفته سایرکشورها و تبادل اطلاعات و معلومات با مراکز مجهز دنیا می تواند از عوامل موثر ایجاد احساس رضایتمندی اولیا این کودکان در مسیر تعالی و تکامل و کرامت انسانی هر عنصر ایرانی باشد .

 

 

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:23 بعد از ظهر |

مطلب زیر درخصوص بررسی اجمالی وتطبیقی دراهداف استعمار وبه بهانه برخورد وبرگزاری کنفرانس ضدنژادپرستی ژنو معروف به دوربان ۲ میباشدکه درخبرگزاری قدسنا منتشرگردید.http://www.qodsna.com/NewsContent-id_15698.aspx

چندی پیش با ارائه "تئوری تئولند" بر این منهج تفسیر نمودیم که هدف استعمار و قدرتهای علنی و در سایه جهان معاصر از برخوردهای سیاسی و اعمال مجرمانه و نزاعهای قومی و دینی و منطقه ای خصوصا ایجاد ایسمهای مختلف دینی دسترسی به منطقه تئولند بمنظور اجرای سیاستهای تمامیت خواهانه و تصاحب گرانه شان می باشد .
کنفرانس ضد نژاد پرستی ژنو یا دوربان 2 که اخیرا برگزار گردید و برخورد نمادین نژادپرستان با مدعوین آن ، جدای از تحلیل های سیاسی داخلی و خارجی و سلبی نسبت به این موضوع شاهد مثالی است در راستای اهمیت تئوری جدید الظهور سرزمین ادیان یا همان تئولند.
قبل از ورود به بحث لازم میدانم تعریفی مشخص از نژاد پرستی و بنیاد گرایی را تقدیم نمایم .

بنیاد گرایی :
از نگاه امریکائی ها و غربیان بنیادگرائی نوعی تعصب جاهلانه و عدم توان و قدرت افراد در مقابل تنوع و تکثر در حوزه های تئوریکی و دینی است . این عدم تحمل و بردباری که تحقیر فرهنگی و افراط گرایی و حرکت توده وار و پوپولسیتی از مشخصات آن می باشد  تبدیل به تروریست دولتی می شود .
در حالیکه با مرور تاریخچه و پیدایش آن درمی یابیم که بنیادگرائی توسط گروهی از جوانان امریکائی معتقد به مذهب پروتستان در قرن اخیر ایجاد و در واژگان سیاسی به عنوان محافظه کاری پای در عرصه جهان گذارد .
این دسته تمایل و وابستگی و سرسپردگی خود را به مذهب و اصول سنتی و کتاب مقدس انجیل اعلام نمودند  و معتقد بودند که دین و حضرت مسیح برای نجات انسانها و تصفیه و به کمال رسانی روح معنویت انسانها ست نه تغییرات غیر ماورالطبیعه ای وزشتی  که آن هم صرفا از طریق تبیین و تفسیر مقطعی انجیل محقق می شود. 
واژه بنیادگرائی از دیدگاه لیبرالیستی به مفهوم افراط گرایی فنانیک و سنت گرایی محض می باشد و تعبیر رادیکالیست ها از این واژه مبتنی بر تعصب و لجاجت های مذهبی و منفعلان سیاسی که گرایش به افکار نیاکان خود دارند و علم و تاریخ و مدرنیته و روشنگری و روشنفکری و انقلاب صنعتی وارد می کنند ، می باشد .
در اسلام نیز پایبندی به ارزشها و اعتقادات و اصول مذهبی اربعه (کتاب ، سنت ، اجماع و عقل) و پذیرش  اصول دین و عمل به فروع دین تلقی می گردد که با این تعریف تمامی مسلمین را می توان بنیاد گرا نامید .

 

نژاد پرستی :

طبیعت و سرشت انسان چنان است که برخی از مواهب الاهی او را وابسته می نماید مانند : خاک، خون، نژاد، ثروت و امثال آن و بر این اساس خود را از دیگران متمایز نموده و به همین دلیل منافع ارزشمند خود را بر دیگران ترجیح می دهد حتی اگر در این تمایز ضرر و زیانی برای سایرین تصورشود .
نژاد پرستی نوعی تعصب بر اولویت نژاد قومی خاص بر سایرین است که به اشکال مختلف نمودار می گردد که معروفترین دولتهای نژاد پرست قرن بیستم عبارتتند از : حکومت نازیسم رایش سوم در المان – حکومت فاشیسم ایتالیا – آپارتاید افریقای جنوبی – حکومت صهیونیسم در فلسطین اشغالی و...
نژاد پرستی با میهن پرستی  به فرموده پیامبر اکرم (ص) "حب الوطن" یکی نمی باشد .
هر که را مهر وطن در دل نباشد کافر است   معنی حب الوطن فرموده پیغمبر است

گروههای نژاد پرستی مانع توسعه یافتگی و پیشرفت و صلح و آرامش انسانها و مخاطره آمیز برای جهان می باشند.  آنجا که از امام سجاد معنای نژاد پرستی را جویا شدند و ایشان فرمودند : اگر کسی بدی های قوم خود را بهتر از خوبی های دیگران بداند ، گرفتار تعصب شده است. بنابراین در راستای محبت به قوم خویش را عصبیت نمی گویند . بلکه اگر آنان را در کارهای ظالمانه یاری کند تعصب ورزیده است . در تفکر اسلامی تکبر و غفلت از ذات خدا و عدم کرنش و تسلیم در مقابل حق پایه و اساس نژاد پرستی است که بر همین اصل شیطان رجیم اولین نژاد پرست متعصب تاریخ خلقت بشمار می رود .

می توان با این مقدمه چنین استنباط نمود که :

اولا: بنیادگرائی و نژادپرستی دارای بعد صرف منفی نبوده بلکه دارای تفکر پوزتیوسیتی می باشد.
ثانیا: تاریخچه هیچکدام به اسلام و یا خاورمیانه اسلامی بر نمی گردد.
ثالثا: تنها دولت های نژادپرست برگرفته از فرهنگ و خوی غیر اسلامی ، آسیایی است .
رابعا : هدف تئوری نژاد پرستی نمی باشد بلکه جلوگیری از قدرت مصلحانه دین و حکومت امت واحده دینی است .
فرانسیس فوکویاما صاحب کتاب پایان تاریخ چندی پیش در اورشلیم به بازشناسی هویت شیعه پرداخته و در مسیر شفافیت این تحلیل بر آمده است . او معتقد است که شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست ، پرنده ای که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ .
عاشورا و حماسه پر شکوه آن پدیده ای است که همواره رمز و راز نیروی پنهان و آشکار شیعیان و آزادیخواهان بوده است . قدرت این رمز و راز آن چنان است که دشمنان اسلام را همیشه در حیرت و شگفتی و سر در گمی فرو برده است . از همین رودشمنان بویژه صهیونیسم جهانی برآنند با شبیه سازی و بهره گیری از این واقعیت برای دنیای پوشالی و خیالی خود جلوه های مقدس و آسمانی بیافرینند .
فوکو یاما معتقد است که شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیت آن بسیار مهم است و می گوید :  این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری به تن دارد و قدرتش باشهادت دو چندان می شود . شیعه عنصری است که هر چه او را از بین می برند بیشتر می شود. 
و به عنوان مثال می گوید که : اینها در جنگ با عراق فاو را تسخیر کردند و میروند کربلا را هم بگیرند و این یعنی فتح قدس... اگر کربلا را بگیرند ، اینجا را هم قطعا می گیرند .
کنفرانس دوربان 2را با نگاهی به این خلاصه می توان نتیجه ای از تئوری نژاد پرستانه دولت و گروههایی دانست که در راستای عملی کردن گفتمانهای نژاد پرستانه خویشند.
تئولند مهمترین نقطه ای است که می تواند دارای ابعاد مختلف بازدارندگی تعصبات و وابستگی های عوامانه یا سیاست زده قدرتمندان جهان باشد .
تنها منطقه ای که حکومتی با تئوری ولایت فقیه و دارای خصوصیاتی فرا منطقه ای و فرا ملی است که می تواند در مسیر توسعه و تعالی جامعه بشری گام بر دارد منطقه تئولند و کشور جمهوری اسلامی ایران است.
نوع نگاه وبرخورد با نماینده رسمی جمهوری اسلامی ایران در کنفرانس دوربان 2 برهمین پایه و اساس و با عقبه فکری و سیاسی،  قابل تامل و رسیدگی می باشد .

* استاد حقوق دانشگاه

توجه: تئوری تئولند در مصاحبه ای وِیژه توسط خبرگزاری قدس با دکتر محمد جعفر ایرانی صاحب این تئوری  مفصل تشریح شد که متن آن در آیکون های این خبرگزاری قابل دریافت است.

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در جمعه چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |
مصاحبه سایت قلمhttp://www.ghalamnews.ir/news-6856.aspx درباره مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی درباره وبلاگها و وبسایت های الکترونیکی:
زنان - علوم در بستر زمان و پیشرفتهای مدنی و اجتماعی انسان دست خوش تغییر و گفتمانهای نو شده اند .یکی از مهمترین علوم که ارتباط نزدیکی با سایر علوم در حوزه های مختلف دارد علم حقوق (law) دست حقوق به انسان همانگونه که وضعیت حالیه او وجود دارد می پردازد و از توانائیها و توانمندیهایش در مقابل تکالیف و وظایفش در مقابل یکدیگر و دولتها و فراتر از آن عرصه بین الملل بحث و غوض و غورمی کند.

حق یاlaw یا droitرا می توان توانایی شخص بر چیزی یا کسی نام برد و در متون کهن نیز آنرا مترادف و هم معنای سزا آورده اند سعدی می گوید :

ما نتوانیم حق حمد تو گفتن        باهمه کرو بیان عالم بالا

حقوق که در مفاهیم مختلفی بکار می رود از یک نگاه می توان جمع حق دانست که در فقه اسلامی اصولاً در سه بعد حق الله ، حق الناس و حق النفس بدان می پردازند.

در منابع و ترمینولوژیهای موجود حقوق، بالغ بر هفتاد مورد از حقوق افراد من جمله حقوق اجتماعی ، حقوق اداری ، حقوق اساسی ، حقوق انضباطی ، حقوق بشر ، حقوق بین المللی ، حقوق تطبیقی ، حقوق خانواده و ... را نام می برند .

حقوقدانان در یک تقسیم بندی کلی حقوق را به دو دسته عمده عمومی و خصوص و هر کدام از آنها را به دو شاخه داخلی و خارجی منشعب می نمایند که هر یک از حقوق موجود و اشاره شده فوق در یکی از این انشعابات مستقر شده اند. کلیه حقوق افراد و انسانها مورد احترام و توجه است اما حقوق اجتماعات و ملت و در اولویت است بهمین دلیل حقوق اساسی که جزء حقوق عمومی داخلی محسوب می شود به آن جهت که از شکل حکومت و سازمانهای دولتی و حدود حقوق و تکالیف دول و حقوق مدنی و ارزشها و عقاید و سنن و حقوق شهروندی افراد سخن به میان می آید که این موارد جزء اساسی ترین و زیر بنایی ترین نیاز و حق انسانها است که آنرا حقوق اساسی می گویند

.با توجه به این مقدمه وهمانگونه که اشاره شد حقوق اساسی از مهمترین زیر ساختهای علم حقوق می باشد. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصل آزادی بیان و کرامت انسانی محترم شمرده شده است وبه آزادیهای مشروع درحوزه مطبوعات احترام گذارده است.اصل بیست و چهارم می گوید : نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد تفصیل آنرا قانون معین می کند .

اصل فوق آزادی فعالیتهای رسانه ای را درحدود مشخص شده قوانین خاص محترم شمرده است که متعاقب آن مجلس محترم شورای اسلامی در این راستا اقدام به تصویب قانونی با 48 ماده بعنوان قانون مطبوعات نموده است . ماد یک این قانون می گوید: مطبوعات در این قانون عبارتند از نشریاتی که بطور منظم با نام ثابت و تاریخ و شماره ردیف در زمینه های گوناگون خبری ، انتقادی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی ، کشاورزی ، فرهنگی ، دینی ، علمی ، فنی ، نظامی ، هنری ، ورزشی و نظایر اینها منتشر می شوند .در این ماده دقیقاً اشکال مختلف و ممکنه نشریات و مطبوعات را مصداق نامبرده است و خصوصیات یک نشریه هم که جزء شکل و ماهیت آن از قبیل انتشار منظم ، نام ثابت ، تاریخ و شماره می باشد را آورده است در تبصره 3 ذیل این ماده نیزآمده است : کلیه نشریات الکترونیکی مشمول مواد این قانون است .

خارج از تفاوتهای شکلی موجود در نشریات فیزیکی و متداول گیشه ای با مطالب یا روزنامه های الکترونیکی یا اینترنتی از نظر ماهیتی و قانونی نیز دارای تباین و تمایزاتی می باشند .

اول آنکه : قانون گذاردر این قانون تنها اشاره به نشریات و یا مطبوعات فیزیکی داردو در تبصره 3 آن نشریات الکترونیکی همانند سایرمطیوعات تلقی نموده نه هر گونه سایت یا وبلاگ و وبسایتی که اصالتا مطبوعات به معنای اخص نمی باشند .

دوم  آنکه : درمصوبه اخیر مجلس محترم شورای اسلامی اشاره شده است که نکات مبهم و غیر شفاف این قانون که سایتها و وبلاگها باید از دولت ( وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ) مجوز فعالیت بگیرند توسط آئین نامه اجرایی معین گردد . در حالیکه قانون باید دارای صراحت و شفافیت و مسیر نمای آئین نامه های اجرائی باشد نه اینکه آئین نامه در صدد تبیین و یا تفسیر قانون بر آید .

سوم آنکه : قانون باید جامعیت و مانعیت داشته باشد یعنی جامع افراد تحت شمول و مانع اغیار خارج الشمول باشد که بدلیل تعجیل در تصویب آن و مشخص نبودن بسیاری از چارچوبهای کارشناسانه و تخصصی اش جای تردید و تامل دارد .

چهارم آنکه : اصولاً قوانینی استمرار دارندکه افراد تحت شمولش آنرا لازم و ضروری و از حقوق خویش یا جامعه بدانند و این خود باعث الزام آوری و ضمانت اجتماعی داشتن آن قانون می شوند و از خصوصیات مهم حقوق اساسی انسانها همین عمومیت و ارزشمند بودن عامه آن است از قبیل : زبان و خط رسمی کشور - پرچم - دین و مذهب و مبداء تاریخ رسمی کشور ....

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 1:46 بعد از ظهر |
مطلب زیر برگرفته از سایت قلم نیوز میباشدhttp://www.ghalamnews.ir/news-6642.aspx که بمنظور مطالعه دوستان ذیلا درج گردیده است.
 
جامعه -محمدجعفر ایرانی عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها - جهان امروز که متشکل از شبکه های پیچیده و به هم پیوسته است سرشار از ضد و نقضیهائی متناقض ومتکثر است آنچنانکه دربسیاری از موارد جمع شدن این اضداد محال و غیر قابل تصور می نمایاند در حوزه های مختلف خصوصاً در حوزه عمل به تئوریهای موجود امروزی از بین بردن حساسیتهای متباین کاری هنرمندانه و هنری مفید و مثمر ثمر می باشد .
 
 
 

همانگونه که افراد اندیشه و رز و برجسته را نیز از همین منظر می نگرند و بقاء و دوام و الگو شدن ایشان نیز به همین خصوصیات است امام علی (ع ) را براین منهج فردی جامع نقیضین و یا ضدین می دانند آنجا که دین را با دنیا، اخلاق را با سیاست، عرفان را با حکومت، صداقت و راستی را با جهاد و نبرد و ..... را باهم در آمیخته بود و بقول تمامی دوستان و بیگانگان ابر مردی است که مشعل روشنایی بخشش ابدالدهر نور افشانی و مسیر نمایی می کند و بقول جرج جورداق مسیحی : علی صوت عدالت انسانی است .

رسیدن به چنین جایگاهی تنها مختص ائمه و انبیا و معصومین نیست .ممارست و خودشناسی و هدف گذاری نمودن ارزشها و تلاش برای رسیدن به نتایج مطلوب ترسیمی می تواند از سایر افراد نیز چنین چهره درخشانی را با تلاءلو های نورانی خلق نماید .

میر حسین موسوی سیاستمداری است که در سیاست ورزی و مدیریت و حکمرانی به عمل اثبات نموده است که اخلاق ، معنویت ، ارزشها و آموزه های دینی ، ظرافتهای هنرمندانه در اعلام موضع و اتخاذ تدبیر ، صبرو استقامت ، تامل و تعقل ، واقع بینی و .... را همچون امام راحل درانجام امور جاری و سیاسی خویش یکجا  امانتداری می نماید .

مهندس موسوی را می توان با نگرش به تاریخ 30 ساله انقلاب اسلامی و اخذ تصمیمات هنرمندانه و ظریفش در مواجهه با حوادث تلخ و شیرین روزگار بهتر کالبد شکافی نمود . تحکم و اقتدار وی در برخورد با بحرانهای عظیم اول انقلاب و رافت و خلوص او در مواجهه با نیروهای بسیجی و رزمنده و تمکین وی از اصلی ترین رکن انقلاب و اسلام یعنی امام و ولایت فقیه ، سکوت همراه یا تعقل و تدبیر پس از جنگ و تئوریزه نمودن بسیاری از اندیشه های ناب امام و اسلام در این ایام و مواضع بجا و تحلیل و نقد کارشناسانه وی درخصوص توقیف فله ائی مطبوعات و یا ارائه تئوری توهم توطئه ادوارد سعید درفضای بسته سیاسی کشور و حمایت از دولتهای اصلاحات و سازندگی و .... همگی برگرفته از عمق تاثیر گذاری و حساسیت ایشان در برخورد با مشکلات و موانع موجود در راه پیشرفت همه جانبه کشور عزیز اسلامیمان می باشد .

شاید سخت باشد که هم فردی بتواند مبارزی جسور و دلیر و هم هنرمندی ظریف و لطیف و یا بهتر بگویم ماده و ماتریالی را سراغ داشته باشیم که هم استحکام آهن را داشته باشد و هم انعطاف پذیری و زیبایی نسیم و روشنایی آب زلال کوهساران .

میر حسین موسوی عنصری است که ضمن برخورداری از این موهبت الهی که نشات گرفته از خودسازی و خودشناسی فردی می باشدشخصیتی است منحصر بفرد در درک شرایط و مدیریت زمان و بهره برداری از فرصتهای موجود و امکان بهره برداری از آن با افق دیدی وسیع و ارزشمند که می تواند بدرستی و سلامت مدیریت اجرایی و کلان کشور را برعهده بگیرید.

                                                                                          بادا که چنین باشد .

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 1:51 بعد از ظهر |
عرصه انتخابات میدان جذب اقبال عمومی وآراء موجود درجامعه می باشد.جریانات موجود درنظام سیاسی کشور که اصولا به چپ وراست تقسیم می شوند هرکدام دارای تفکرات وقالبهای فکری مستقل ومشخصی هستند که این ظرفیتها وچارچوبهای فکریند که مرزهای سیاسی ،اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی وحتی ایدئولوژیک آنها را مشخص می کند.

یکی از مهمترین اصول دراین دوجریان مرسوم ومعمول درعرصه داخلی کشورنوع نگاه ایشان به حقوق افراد بما هو انسان واستقلال فکری وشخصیتی ایشان میباشد.

اصولا درجریان چپ این باور وجود داردکه:تشتت افکار وتکثر آرا، نوعی تکامل وپیشرفت فردی است که نتیجه آن استحکام گروهی واجتماعی می باشد.اگردریک باور دمکراتیک که افراد حق رای دادن دارند ومی توانند به این بلوغ برسند که خودانتخاب کنند وسرنوشت آینده را رقم زنند باید نتیجه گرفت که هر فردی از این مجموعه باتوجه به جوانب موجود وپتانسیلهای فطری واکتسابی خویش اجازه وحق بروز بعنوان منتخب وعرضه شدن را هم دارا می باشد.

وجود تثلیث نامزدهای انتخاباتی ریباست جمهوری دراردوگاه اصلاح طلبان برگرفته از نگاه ایشان به دمکراسی وآزادی افراد وافکارشان درچارچوب نص قانون وشرع می باشد که مقدمتا اشاره شد.

اعتقاد داشتن به اصول را باید درعرصه عمل وبیان آن اصول وباور قلبی نیز نشان داد.حضور هرفردی که این توان را درخود می بیند جای شگفتی ندارد بلکه اجرا وعمل بدان تئوری وفرضیه های سیاسی جریان اصلاح طلب می باشد.

نکته دیگرآنکه این حضور نمادی از وجود منابع انسانی غنی مدیریتی وعلمی وتجربی دربدنه اصلاحات است که می تواند براساس ذائقه سیاسی افراد جامعه وآنهم درحدبالائی از ذخائر ونیروهای فراوان وذیقیمت خویش بمنظور اعتلایسیاسی واقتصادی و...کشور بهره برد.امروزه توان هرمجموعه ائی اعم ازسیاسی ،ورزشی،مدیریتی،نظامی و...به تعدد وتکثر کمی وکیفی نیروی انسانی خلاق وارزشمند آن می باشد.

باتوجه به این مختصرمعتقدم که اصولا نه دراین شرایط زمانی ونه با این باورهای سیاسی اشاره شده درجریان چپ واصلاح طلب ضرورت ونیازی به اجماع موسوی وکروبی ویا خرسندی از انصراف خاتمی شایسته ومتصور نیست.

موفقیت وکسب پیروزی درانتخابات جز با مشارکت بالای مردمی وجلوگیری ازتخریب وداشتن وحدت درونی خصوصا برای اردوگاه نشینان اصلاح طلب حاصل نخواهد شد.آنچه ضروری بنظر می رسد ترغیب مشارکت حداکثری مردم خصوصا آرا خاموش اجتماع واپوزسیون داخلی نظام که هم باعث رشد سیاسی با مشارکت بالا وهم موجب تقویت نظام مردمسالار وهم نتیجه ای مطلوب درجهت اهداف امام وانقلاب واصلاحات میباشد حاصل می گردد.

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 12:4 بعد از ظهر |
 
 
اشاره:
دکتر محمد جعفرایرانی* استاد ایرانی دانشگاههای تهران اخیرا با طرح مبانی تئوری جدیدی با نام "تئولند" در مقابل دو تئوری انگلیسی" هارتلند" و آمریکایی " ریملند" باعث تحولی نوین در زمینه استراتژی سیاسی و حقوق بین الملل شده اند. وی با طرح این تئوری معتقد است آنچه امروز به عنوان استمرار حساسیت های پیشین کشورهای جهان و یا استکبار جهانی در این منطقه می باشد، استخراج نتیجه سال ها آزمایش و پروسه ای تحقیقاتی و عظیم است که آنرا عنصری بنام "دین" (تئو) یا بنیادگرایی دینی نامیده اند. آنها معتقدند اگر امروز خطری آسایش چپاول و زیاده گویی و زیاده خواهی های جهان غرب و امریکا را تهدید می کند چیزی نیست جز "دین" که آنرا افیون توده ها معرفی و بارها با ابزارهای مختلف و با فراخور زمان و مکان نسبت بدان تحرکات و هجمه های را داشته اند. اصل تئوری تئولند(سرزمین ادیان) در قالب مقاله ای چندی پیش در سایت خبرگزاری قدس منتشر شد . اینک برای اطلاع بیشتر از جزییات این تئوری و تبیین آن گروه تحقیق و پژوهش قدسنا مصاحبه ای با وی ترتیب داده است که جهت آشنایی بیشتر مخاطبان گرامی با این تئوری جدید متن کامل ان از نظر می گذرد:
 

س: جناب آقای دکتر ایرانی ضمن تشکر از فرصت ایجادی سوابق ذهنیتان را در خصوص تئوری تئولند بفرمائید ؟

ج: ضمن تقدیر و تشکر متقابل از اهتمام دوستان و عزیزان ساعی در خبرگزاری مقدس قدس نسبت به امور جاریه در جهان اسلام خصوصا قدس شریف باید بگویم که از زمانی که بشر پای به عرصه و گستره جهان خاکی نهاد و برای بهبود اوضاع خویش و حرکت از شرایط موجود به منظور دست یابی به وضعیت مطلوب به تدابیر و توان افزایی نیاز داشت که با توجه به شرایط اکونومیستی و موانع و وضعیت طبیعی و جغرافیایی زمین که بعدها تبدیل به اهمیتی ژئو پولیتیکی گردید و ایجاد حاکمیت و دولت سرزمینهای مختلفی که با عناصر سه گانه خویش یعنی نیروی انسانی – جغرافیا و حدود مرزی و نهایتا آداب و رسوم و سنن تقریبا مشترک که باعث بروز اهمیت ژئو استراتژیک در نقاط و نواحی مختلف شود .
عناصر مختلف در برخی از قرون وادوار و یا اماکن و سرزمین ها باعث ایجاد برتری و اقتدار برخی بر برخی دیگر می شد . بر همین اساس نگرش بر این اوضاع همواره برای هر اندیشمندی سوال برانگیز بود که چرا در برخی از نقاط جهان کشمکش ها پایان ناپذیر جلوه می نماید ؟

س: جناب آقای ایرانی سوال را از همین جا آغاز می کنیم که جواب سوال مطروحه فوق چه می تواند باشد ؟

ج: آنچه مسلم است همانگونه که در فلسفه معتقدیم، جهان در یک حرکت سیرورت و مدام در حال تغییر و جابجایی است و در واقع جهان در حال نو شدنی دائم است و فلاسفه آنرا "حرکت جوهری" می نامند . در عرصه حقوق آحاد بشر نیز این حقوق، بر اساس نیاز ها و موقعیت ها و شرایط در حال تقویت و تغییر و بهبود است همانگونه که جهان امروزی در یک دور مدام دچار تغییر ساختار سیاسی و انتقال حساسیت ها از نقطه ای به نقطه دیگر است .
این تغییر سیاست ها و تاکتیک های سیاسی و تغییر دیالوگ و گفتمان های منافع جویانه در جهان به منظور سیطره و بهره مندی بیشتر از مواهب انسانی و الهی تمامی نقاط جهان و مناطقی که علی القاعده غنی ترند بدیهی فرض می شود .

س:شما در تئوری حاضر مدعی بر رد حساسیت دو تئوری سابق موجود هستید لطفا بیشتر توضیح بفرمائید ؟

ج: تئوریهای سابق که متعلق به سرهالفورد مکیندر استراتژیست شهیر انگلیس بنام "هارتلند" می باشد، براین اصل مصر است که مرکز دنیا و قلب جهان نقطه ای است محصور شده در آبهای منطقه ای در آسیا و خاورمیانه. ایشان درسال  1919 اعلام کرد که : هر قدرتی که بر اروپای شرقی دست یابد بر هارتلند تسلط می یابد و هرکس بر هارتلند تسلط یابد بر جزیره جهانی حاکم خواهد شد و هرکس بر جزیره جهانی حاکم شود فرمانروای همه جهان خواهد بود .
استرتژیستی دیگر بنام بتکلاس اسپایکمن امریکایی معتقد است که ژئو پلتیک رابطه قدرت بین المللی با جغرافیا در مطالبات سیاسی و استراتژیک مهمترین بحث جغرافیاست که در سیاست خارجی بدان توجه می شود . زیرا ماندگار ترین است .
وی معتقد است که "ریملند" منطقه ای است که هر کس به سه تنگه هرمز – باب المندب و مالاکا مسلط باشد بر تمام دنیا مسلط است. وی در کتابی بنام جغرافیایی صلح منطقه حاشیه هارتلند را ریملند نامیده است. این در حالی است که توازن ایجاد شده و اهمیت موجود خصوصا پس از جنگ سرد و پیشرفتهای نرم افزاری جنگ افزارهای جهانی اهمیت مداخله و حضور سایر کشور ها را در این منطقه بر اساس هارتلند و ریملند این دو اندیشمند بی پایه و اساس نموده است. به صورتی که ایجاد تفاهمات مشترک اقتصادی و نظامی در نقاط مختلف جهان مانند : ناتو و سنتو و عدم نیاز به استعمار به سبک قرون وسطایی و دوران قبل از جنگ سرد بصورت تشکیل مستعمرات مختلف ازحیض انتفاع ساقط و خود نوعی واکنش های جهانی و حقوقی را بدنبال دارد .

س: بفرمایید تئوری تئولند دقیقا چه اهدافی را تحلیل و بررسی می کند ؟

ج: ما در تئوری"تئولند" بر این باوریم که آنچه امروز به عنوان استمرار حساسیت های پیشین کشورهای جهان و یا استکبار جهانی در این منطقه می باشد، استخراج نتیجه سال ها آزمایش و پروسه ای تحقیقاتی و عظیم است که آنرا عنصری بنام دین یا بنیادگرایی دینی نامیده اند. آنها معتقدند اگر امروز خطری آسایش چپاول و زیاده گویی و زیاده خواهی های جهان غرب و امریکا را تهدید می کند چیزی نیست جز "دین" که آنرا افیون توده ها معرفی و بارها با ابزارهای مختلف و با فراخور زمان و مکان نسبت بدان تحرکات و هجمه های را داشته اند .
 سرزمینی که دیروزصرفا با حضور نظامی حتی بدون توجه آنرا چپاول می کردند امروز نیازمند بهانه های کارسازتر و آنلاین تر هستند تا براحتی به سیاستهای استراتژیست خویش استمرار بخشند . پروفسور جفری کمپ در سال 1997 با نظریه ای تکمیلی بر دونظریه هارتلند و ریملند می گوید : مجموعه سرزمین های در برگیرنده خلیج فارس و دریای خزر را منطقه ای بیضی شکل انرژی استراتژیک است که سرزمین ایران مانند پلی استراتژیک این دو منبع بزرگ انرژی جهان را به هم پیوند میدهد .

س: به چه دلیل این سرزمین دینی که شما با نظریه تئولند ان را معرفی می کنید اهمیت دارد و حدود آن کجاست ؟

ج: منطقه جغرافیایی که تقریبا منطبق بر خاورمیانه بزرگ – محدوده ای از شمال آفریقا و مصر تا عثمانی سابق و آرارات و حوزه خلیخ فارس و شبه جزیره عربستان در جنوب و قسمت هایی از هندوچین یا جنوب شرق آسیا - را تئولند نامیدم تا به چند نکته پی ببریم :
الف) اهمیت این مناطق از حیث دسترسی به منابع و انرژیهای مخفی و طبیعی
ب ) دارا بودن موقعیتی ژئواستراتژیک و ژئوپولیتیک
ج ) توجه به سابقه و تاریخی و تمدن ساز و ظهور و بروز ادیان الهی و بسیاری از مکاتب انسانی  
با تدقیق در این گزینه های سه گانه بوضوح می توان به اهداف احتمالی حضور       و دست یازیدن دیگران بر این منطقه رهنمون شد .
ساموئل هانتینگتون در مقاله ای که اخیرا در مجله "فرین افریز" ارگان رسمی شورای روابط خارجی امریکا به چاپ رسیده اعلام کرده است که سیاست های بین المللی معاصر، هیچ شباهتی به الگوهای ارائه شده ندارد (تک قطبی ، یک قطبی ، چند قطبی ، ائتلاف قدرتهای درجه دوم) نظام کنونی نظام پیچیده ای است. نظامی است تک- چند قطبی که در ان یک ابر قدرت و چند ابر قدرت عمده وجود دارند . در چنین نظامی برای حل و فصل مسائل کلیدی بین المللی نه فقط اقدام تنها ابر قدرت که نوعی ائتلاف دیگر قدرتهای عمده نیز همواره مورد نیاز است . با وجود این، امریکا ابر قدرتی است که می تواند عمل دیگر مجموعه کشورها را در مسائل کلیدی وتو نماید .
وی با این ادعا که امریکا تنها ابر قدرتی است که در سطح دنیا که از همه ابعاد قدرت اقتصادی ، نظامی ، دیپلماتیک، ایدئولوژیک و فرهنگی دست بالا را دارد بلکه  از توانایی و امکانات لازم برای پاسداری از منافع خود تقریبا در سراسر دنیا برخورد دار است . وی ادامه می دهد که در سطح دوم جهان معاصر، قدرت های بزرگ منطقه ای قرار دارند.این قدرت ها برمناطقی از جهان تسلط دارند بی آنکه همچون امریکا بتوانند اهداف و قابلیت های خودرا در سطح جهان گسترش دهند .
و در نهایت این قدرتهای بزرگ منطقه ای را چنین اشاره می کند که عبارتند از :
1- ترکیب آلمان و فرانسه در اروپا
2- روسیه در اوراسیا
3- چین و تا حدودی ژاپن در آسیای شرقی
4- هند در آسیای جنوبی
5- ایران در اسیای جنوب غربی
6- برزیل در امریکای لاتین و امریکای جنوبی
7- نیجریه در افریقا
بسیاری دیگر نیز همچون برژینسکی معتقدند که امریکا یگانه و اخرین قدرت جهان خواهد بود .
با توجه به تقسیم های فوق و فضای ترسیمی،  در تئوری تئولند، امریکا به عنوان یگانه کشوری که تمایل به ابراز اقتدارخویش در سطح دنیا دارد منطقه ای را بیشتر دارای اهمیت می داند که از ظرفیت های انرژی، بازار فروش کالا و محصولات و امکان قدرت یابی جهانی را دارا باشند .
منطقه "تئولند" یا همان "سرزمین ادیان" از نظر قدرتی همچون امریکا و بدلایل مختلفی همان منطقه فوق استراتژیک و مهم می باشد که در صورت تسلط بر آن ضمن حفظ اقتدار خویش امکان بروز قدرتی جدید و یا تهدید کننده اقتدار جهانی او را به دیگران نمی دهد .

س: جناب آقای دکتر ایرانی در پایان ضمن تقدیر از شما آخرین مطلب را در این زمینه بفرمائید :

ج: بنده معتقدم استراتژی امریکا در منطقه ایجاد اختلاف و تنش های دینی بین ادیان مختلف و خصوصا اسلام و مکتب شیعی می باشد. چرا که مهمترین ابزاری که در مقابل بی عدالتی ها و ناملایمت ها و ستمهای سیاسی و نظامی بر اساس آموزه های دینی مقاومت می کند مردم "سرزمین تئولند" می باشد و این سرزمین هم معادلات استراتژیست های جهان و هم نظم نوینی است که اقتدار تک قطبی امریکا را به مخاطره می اندازد و قطب ژئو استراتژیکی بنام "تئولند" است .

گفتگو از: مهدی شکیبائی

* دکتر محمد جعفر ایرانی تحصیلات خویش را پس از اتمام دوران کارشناسی حقوق اسلامی از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد از همان رشته، مراحل اتمام تحصیلات مقطع دکترای خویش را در حقوق جزا و جرم شناسی سپری می نماید . وی ضمن مطالعه در فقه اسلامی و اندیشه های سیاسی، پایان نامه کارشناسی ارشد خود را با موضوع " حکومت های تئوکراسی مبتنی بر ولایت فقیه " در لبنان با داوری و مشاوره اساتید بنامی چون دکتر خنجر حمیه، دکتر شیخ محمد شقیر و دکتر شیخ علی طالب دفاع و نمره "جدا جیدا" (در عربی به معنای بسار خوب) کسب نمودند . در حال حاضر استاد دانشگاه در رشته حقوق می باشند.

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 3:3 بعد از ظهر |
1387/12/13

مطلب زیر ارائه تئوری جدیدی است که درخبرگزاری قدسنا با نشانی زیر ازسوی اینجانب ارائه ومورد استفاده قرارگرفت.دوستان وفرهیختگان محترم درصورت داشتن انتقاد یا پیشنهاد دراین خصوص می توانند درتحکیم وتعمیق نظریه مطروحه فوق مساعد باشند.تئوری تئولند

دکتر محمدجعفر ایرانی*

اهدافی که ایالات متحده امریکا درمنطقه خاورمیانه آنرا پی ریزی نموده ودرصدد است تا باایجاد تنش وبحران به نتایجی مطلوب برسد دریک بررسی اجمالی بایدگفت که تابه امروز به هیچکدام از آنها نایل نشده است. 
طرح نیل تا فرات،طرح نقشه راه، طرح خاورمیانه عربی، نقشه ترور رفیق حریری، ایجادجنگ 33روزه درلبنان، کشتارغیرنظامیان درغزه،  ترور سران جنبشهای اسلامی ومقاومت مردمی مانندعماد مغنیه، عدم خروج نظامیان ازخاک عراق وچپاول میلیاردها دلار ازمنابع اقتصادی این کشور، تغییرات اسمی درجغرافیای سیاسی منطقه مانند:خلیج عربی و...مواردی ازتاکتیکها وابزارمورداستفاده درچندسال اخیر می باشدکه دربسیاری ازآنها به بخش یا تمام این اهداف تابحال نرسیده است.
جدای از ایجادبحران ونا امنی درمنطقه واتخاذ تصمیمات دو وچندگانه وبعضا ضدو نقیض که وجهه بین المللی امریکا ودولت صهیونیزم رابیش از پیش هویدا ساخته است و نقش بازیگردانی وی را به نمایش می گذارد، می توان به تحلیلی رسید که این تفکر به مسله واحدی ازاین اتفاقات وبحرانهای ایجادی وقوف نموده است وآن هم اهمیت منطقه ای بنام "تئولند" است.
معتقدم همانگونه که مکیندرانگلیسی واسپایکمن امریکائی دوتئوری پرداز ادوار گذشته "هارتلند" و "ریملند" را طراحی وارائه نمودند وموقعیت ژئواستراتژیک و ژئو پلتیکی مشخصی رابعنوان قلب ومرکزجهان وسرزمین با اهمیت قلمداد نمودند امروزه همان منطقه بدلیل اهمیت "دینی" و "تاریخ دینی" مشترک بین تمامی ادیان وحتی برخی مکاتب الآهی وفرستادگان ربوبی و وجود خاستگاهی مشترک برای رهپویان این مکاتب وادیان کماکان دارای اهمیت ومرکز توجه می باشد.
تئولند منطقه ای است که اولین خاستگاه وقبله گاه مسلمین نزول قرآن وکتب آسمانی و انزال رسل وابلاغ کتب وهدایت پیامبران اولوالعزم را در خود جای داده است. منطقه ایکه درچند دهه اخیربیشترین نزاعها ودرگیریها وتقسیم وتفکیکهای سیاسی و جغرافیائی با مداخله گری وحضور علنی بیگانه وآزمندانه امریکا مواجه بوده است.
طرح نقشه راه ونیل تا فرات دقیقا جاده ابریشمی است که نه برای تجارت وسهولت بلکه برای اهداف استثماری غرب به شرق سرزمین مقدس را در می نوردد.
ایجاد وتشکیل ایسمها وگروهکهای مختلف بظاهردینی مانند:وهابیت،بهائیت،طالبان و...دقیقا دراین منطقه که آنرا تئولند نامیدم بروز وظهوریافته که خود بحثی مفصل ومجزا می طلبد.مهم آنکه براساس تئوری دین علیه دین ازاین ابزار بیشترین استفاده شده است.
ترروهای سیاسی درمنطقه تئولندحاکی از درک اهمیت آن توسط نیروهای متخاصم دارد.تاباطراحی قتلهای متفاوت وپراکنده مناقشات دینی را رواج واستمرار بخشد واز پیوستگی واتحاد ادیان واقلیتهای موجود کاهش دهد.قرارداد طائف که منجربه پذیرش اقلیتهای لبنانی ونهایتا تقسیم قدرت برهمین اساس و ترور رفیق حریری وترورهای گروهی درعراق وایجاد وتشدید اختلاف بین شیعه وسنی بعنوان دوگروه عمده عراقی ودینی وترورهای هدفمند اوایا انقلاب اسلامی ایران و... ازمصادیق بارز این موضوعند.
علی ایحال آنچه مسلم است اینکه تئولندازدیربازازجنبه های مختلفی همچون:اقتصادی،سیاسی،جمعیتی،ترانزیت وتاریخی مورد توجه واهمیت بوده وهست وامروزه مضاف براینها بدلیل دینی واثربخش بودن فعالیتهای گروههای اسلامی ومقاومتهای دینی درمقابل فشارهای مختلف دارای اهمیتی دوچندان شده است. 
  
 *استاد حقوق دانشگاههای ایران

توجه: خبرگزاری قدس بزودی جزئیات بیشتری از این تئوری را که برای نخستین بار ارائه می شود طی گفتگویی اختصاصی با دکتر ایرانی صاحب این تئوری منتشر خواهد کرد

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 12:12 بعد از ظهر |
 

 

ناامنی- ترس-رعب ووحشت که مصادیق مختلفی از قبیل جنگ نظامی و مسلحانه و نزاعهای گروهی و ترور و بمب گذاری و... دارد از نگاه حقوق بشر و منشورهای متعددش مهر بطلان و رد خورده است و غیر انسانی تر آنکه درگیری مسلحانه و نظامی علیه افراد غیر نظامی و زنان و کودکان تحمیل و صورت گیرد .

فقه پویای شیعی سه نوع ظلم را بر شمرده که در آن جدای از شدت و ضعف ماهیتی شان دارای قبح و عقاب بیان شده توسط شارع مقدس می باشند ظلم بالله و بالناس و بالنفس. یعنی آنکه اعمال عدالت با برپایی قسط و داد برای رسانیدن حق افراد به ایشان. بسیاری از حقوقدانان بر پایه فطری بودن حقوق افراد بشر آنرا امری ذاتی و ماهیتی خدادادی برای آدمی فرض نموده اند .

ایشان معتقدند آنچه قانونگذارتصویب و تصریح می نماید اگر مطابقت با فطرت آدمی و نهایتاً عقل سلیم داشته و از خصوصیت جامعیت و مانعیت برخوردار گرددمی تواند منشاء تاثیرگذاری و استمرار در مسیر زمان و احقاق حقوق افراد محق باشد .

دربرخی از مکاتب حقوقی نیز مانند پیروان حقوق عرفی بدین جهت که تک تک آحاد اجتماع که قانون برای آنها وضع گردیده است بدلیل اقتباس قوانین از آداب و رسوم وعرفهای رایج شان دارای وجه الزام آور و ضمانت اجرایی قوی و عمومی می باشد .شاید مهمترین عامل تحقق حقوق افراد و احقاق حق قانونی انسانها داشتن جنبه الزام آور و ضمانت آور بودن آن باشد و دقیقاً مرز بین اخلاق و حقوق نیز همین خصوصیت تحکم همراه با قوه قاهره می باشد .

در جهان کنونی بسیاری از مصوبات بین المللی و سازمانهای جهانی بدلیل عدم تعادل منطقی در وضع و اجرایشان و نداشتن ضمانتهای الزام آور و آمرانه تبدیل به تاکیداتی اخلاقی و دیپلماتیک شده اند .

کشتار نیروهای غیر نظامی و بیگناه در باریکه غزه جدای از بروز مکرر توحش در منطقه و تکان دهنده هر دل معطوف به اخلاق و انسانیتی دارای نقض فاحش قوانین و مقررات بین المللی و حقوق ذاتی انسان بماهوانسان است.

دراین راستا اعلام جرم قریب به 6000 نفر از حقوقدانان ایرانی علیه برخی از سران جنایتکارجنگی اسرائیل وسایرکشورهای مباشر ومسبب شاهد مثالی بر عدم تحقق خواسته های بحق ملتی مظلوم و جنگدیده در کرانه باختری فلسطین اشغالی می باشد .

هر چند در ایجاد جنگ فرسایشی بین نیروهای اسلامی جنبش حماس وغاصب اسرائیل اهداف شناخته و ناشناخته شده ترسیمی توسط نیروهای صهیونیسم فتح نشدند بلکه محکومیتها وشکست های مکرری است که سازمانها وافراد بشردوست جهانبه سوی اسرائیل غاصب نشانه رفتند. آنچه مهم است محکومیت افراد آشکار و غیر آشکار ناقص حقوق بشر در این جنایت می باشد .

مجرمانی که بدون کمترین توجهی به قطعنامه 1860 شورای امنیت سازمان ملل خصوصاً برابر بند یککه تصریح میدارد: آتش بس فوری و خروج نیروهای اسرائیل از غزه ، کما کان بر شکستن حریم قانونی افراد غیر نظامی اهتمام دارند .

علی ایحال حرکت حقوقدانان ایرانی را با علم به عدم توجه ناقضین قانون به منشورهاو قاموسهای جهانی بعنوان اولین اقدام غیر دولتی موثر در راستای اعمال قانون باید دانست و می توان تاکید نمود آنچه امروز مسلم است امتداد حرکت غاصبانه و غیرقانونی دولتی بنام اسرائیل است که تا عدم اصلاح و نگرش حاکمیتی باید منتظر ابعاد جدید و وسیعتری از بروز جنایت با تمامی عناصر متصوره آن باشیم .

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 2:9 بعد از ظهر |
ودیعه جزآندسته از عقود معینی است که از اصول فقهی استخراج وبراساس ماده 607 فانون مدنی چنین استنباط گردیده است:ودیعه عقدی است که بموجب آن یک نفرمال خودرا به دیگری
می سپارد برای آنکه آن رامجانا نگاه دارد.ودیعه گذار را مودع وودیعه گیر رامستودع یاامین می گویند.
 
پس برداشت این است که ودیعه گیر فردی است امین ویدامانی اوثابت شده است.(براساس ظاهر ماده فوق)ماده 612 ق.م تعهدات ووظایف امین رابه شرح زیر برمی شمارد :
امین بایدمال ودیعه رابطوری که مالک مقرر نموده حفظ کندواگرترتیبی تعیین نشده باشد آن رابطوری که نسبت به آن مال متعارف است حفظ کندوالا ضامن است.
حفاظت متعارف یعنی آنکه مال ودیعه گرفته شده رابراساس قیمت واهمیت وحساسیتهای لازم درنگهداری را فرد امانت گیر رعایت ولحاظ نماید ماننداینکه:درگرفتن ودیعه کیسه طلا یا جواهر گاوصندوق یا وسائلی ازاین قبیل مورد استفاده قرارگیرند نه اینکه طلارا درروی میز وبدون استتار رها نماید.
بسیاری از حقوقدانان معتقدند امانتدار بودن مستودع منافاتی با ضامن بودن ایشان نمی کند ومودع می تواند حتی شرط ضامن بودن را درعقدبراساس ماده 10ق.م و190 همان قانون که سلامت عقدرا اشاره می کند بنماید.یدضمانی فرد ودیعه گیر مانند یدضمانی بانکها درمقابل سپرده مشتریانشان است .یعنی سپرده گذاروجه یا وجوه متمرکز خویش را نزد بانک محال علیه بعنوان ودیعه ائی که بانک مذکورآنرابه امانت پذیرفته وضمانت استرداد عین یا مثل آنرا به مودع داده است.
رای شماره261-6/2/1329 شعبه 6 دیوانعالی کشور می گوید:
"بانک را نمی توان امین باصطلاح قانون مدنی محسوب داشت وصرف احراز عدم سوقصد وتفریط وتعدی اوراموجب عدم مسولیت اودانست بلکه درمورددعوای کسی به مطالبه وجهی که بانک اشتباها براثرامضای جعلی اوپرداخته دادگاه بایستی بادرنظرگرفتن مقررات بانکی وموافقتنامه های تنظیمی درحدوداساسنامه دعوی رافصل نماید."
درآخرآنکه ودیعه عقدی است جائزوبرای طرفین خیارات مندرج درقانون مدنی یا سائر شروطوخیارات شرط شده دراین عقدقابلیت اجرا وفسخ دارد.
+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 1:12 بعد از ظهر |

 

جناب آقای کریستین سالازار فولکمن

نماینده محترم صندوق حمایت ازکودکان سازمان ملل درایران(یونیسف)

باتقدیم سلام واحترام

 

 

سازمان ملل متحدیکی ازمهمترین سازمانهایی است که درراستای دفاع ازحقوق کلیه افرادبشر بدون هیچگونه تبعیضی درگستره بین المللی فعالیت می کندهرچند شما وما واقفیم که اساسی ترین ابزار اجرا واعمال مصوبات آن سازمان درحیطه ابهام وعدم دارا بودن ضمانت اجرائی وتعهدآوراست.

 

جناب آقای سالازار:

همانگونه که مطلعید امروز قریب به بیست روز است که کودکان بی دفاع غزه ای که برابر ماده یک پیمان نامه حقوق کودک همگی کمتراز 18 سال سن دارند مورد هجوم وتوحش قرون وسطائی وجاهلیتی قرار گرفته اند وسکوت جوامع وسازمانها ی حامی حقوق کودکان وعدم استفاده ازابزار ممانعت آمیز دراین کشتار جای تامل دارد.

 

نماینده محترم یونیسف درایران:

متولیان حقوق کودک شدیدترین آزارهای جسمی وروحی وجنسیتی رادرخصوص این عنصر اجتماعی برشمرده اند وتاکیدبرجلوگیری وعدم اعمال چنین رفتاری رااز سوی کشورهای عضو وتمام آحادبشرخواستارشده اند که مهمترین آنرامی توان حیات وزندگی آزادانه دانست.

ماده 3 اعلامیه جهانی حقوق بشر می گوید:هرکس حق زندگی،آزادی وامنیت شخصی دارد.درفقه شیعی ماوسائرقوانین مدون جمهوری اسلامی ایران نیز همین تاکید بر عدم سلب حق یا حقوق افراد حتی ازناحیه خود فرد شده است تاجائیکه عمل یا اقدام به خودکشی براساس همین قاعده حقوقی جرم شناخته شده است وهیچ کس را نمی توان ازحقی خصوصا حق حیات منع نمود.

 

جناب اقای کریستین سالازار فولکمن:

براساس قانون منع کشتارغیرنظامیان درزمان مناقشه ونزاع بین طرفین درگیر یاکشور متخاصم حقوق افراد غیرنظامی محترم شمرده شده است وبا هیچ بهانه ائی تعرض به ایشان محمل قانونی وانسانی وبشردوستانه ندارد. چرا روح قانونمدار سازمانهای تدوین کننده کنوانسیونهای جهانی وکشورهای عضو خودرا متعهد بدین مفاهیم خصوصا ماده 5 اعلامیه مذکورنمی دانند؟"احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یارفتاری قراردادکه ظالمانه ویابرخلاف انسانیت وشون بشری یاموهن باشد."

 

جناب نماینده محترم یونیسف:

بیانیه"جهانی شایسته کودکان"که در8مه سال 2002درجلسه افتتاحیه نشست ویژه مجمع عمومی سازمان ملل قرائت شد بایدبه تاریخ سپرده شود.وتزئینی برای احترام سمبلیک جهان معاصر به حقوق کودک تلقی گردد.آنجاکه دربند 43 می گوید:"کودکان حق دارند دربرابر تمام بدرفتاری وبی توجهی ،استثمار وخشونت حمایت شوند...دراین راستا تصمیم گرفته ایم:

الف)ازکودکان درمقابل تمام بدرفتاری ،بی توجهی ،استثماروخشونت حمایت کنیم.

ب)ازکودکان درمقابل تاثیرمناقشات مسلحانه حمایت کرده و پیروی ازقوانین انسانی بین المللی وحقوق بشر راتضمین نمائیم.

 

جناب آقای سالازار:

اشاره بدین مقدمه باموارد مدلولش نه بمنظور اطلاعرسانی بلکه بمعنی یادآوری همه آنچه که می دانیم ومی بینیم است تاشاید دراین مسیرخودرا مکلف به ادای وظیفه قانونی که همان حمایت بیدریغ ازکودکان جهان درمقابل خشونت ،مناقشات مسلحانه وتبعیض و... است بدانیم.تابرخلاف بسیاری از ارکان دیگر سازمان ملل متحد روزه سکوت را شکسته وباابزاری عملی درمسیر جلوگیری وبازدارندگی توحش فاحش رژیمی سیاسی وغاصب اقدام نمائیم.

مرگ بیش از 300 نفراز کودکان زیر18 سال و وجود خطربرای قریب به 800 هزار نفر انسان دیگر زیر 18 سال درباریکه غزه همان چیزی است که وظیفه هرانسان قرن بیستم وخصوصا شما که متولی سازمانی قانونی وحمایتی هستید می باشد.

امیدوارم هرچند دیر شده است وبقول شاعر ایرانی :آی ای دریغ وحسرت همیشگی

وناگهان چقدر            زود دیر می شود.

با ارائه طرح وپیشنهادی ابتکاری وراه گشا درصدد منع خشونت علیه کودکان وآتش بس فراگیر درمیان غیرنظامیان بیگناه فلسطینی شوید.ودرانعکاس این عریضه که شکوائیه ائی است حقوقی  بذل عنایت نمائید.شاید این کمترین اقدام باعث تصمیم گیری بزرگی درراه حمایت از حقوق کودکان وحمله های بی امان به افراد غیر نظامی درسرزمینهای قدس شریف گردد.

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 12:35 بعد از ظهر |
این ترم باتمامی فرازونشیب ودانشجویانش به اتمام رسید.درآخرین کلاس یکی ازواحدهایم جناب بهنام کوشکستانی ازدانشجویان واحد بازرگانی دانشگاه جامع علمی کاربردی شعری را سروده اند که جدای از تعاریف منتسب به اینجانب محتوای زیباوبیان توصیفی وقدرشناسیش مرا برآن داشت که به جهت تشکرمتقابل آنرا تقدیم شما کنم.باشدکه همه ما همواره دانشجو وطلبه علم دربسترزمان باشیم.

این زمان یک مشگل ما مشگل بی نانی است

                                                    دیگری هم دوری ازاستادمان ایرانی است

هرچقدرهم سبزباشیم بازهم گوئیم ولی

                                                    بی تو استاددردل ماخشکی وویرانی است

لحظه هارامی شماریم تاسه شنبه سررسد

                                                  آنقدرخوبی که اینجامثل یک مهمانی است

باتوماگوئی رهاهستیم ازاین مشکلات

                                                 می رویم ازپیش توانگاردل زندانی است

جزطلاب  قدیمم بوده این استاد ما

                                                 ردشدن ازاین همه خوبی خودش نادانی است

درسها راآنقدرهرهفته پرسیدی زما

                                                 خواندنش بی مشگل وهمواره باآسانی است

نام میهن رانهادند نام فامیلت چه خوب

                                                 غبطه مابرشما اینجا کمی پنهانی است

این کلاسی راکه او هرهفته می آید در آن

                                                 عشقشان تنها دمی دیداربا ایرانی است

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 12:24 بعد از ظهر |
...وحسین آمد

                                      نه مظلوم ونه وحشتزده

                                      راسخ بود و ناسخ

                                     قدمهایش صلابت درونش را

                                     برطبل امید می کوبید

وحسین آمد

                                     بابیرقی بقدمت تاریخ

                                    بامتفاوتترین سپاه وجنگ افزار

                                     ایمان

                                   را به صف کشیدند

وحسین آمد

                                  که ندای عندربهم یرزقونش

                                  تاکید

                                  ان لدم الحسین

                                 حراره فی قلوب مسلمین

                                 ولاتبردابدا

                                 رابانسیم عشق انتشاردهد

وحسین آمد

                                 این بار برای ماندن نه رفتن

                                ماندن درمسیروحی

                                ورفتن ازکعبه خاک

                                تابهشت افلاک

                                                       پایانش

سرود آغازشد

وحسین آمد

                                 چه ناباورانه وامیدوار

                                 تابگوید:درمسلخ عشق جزنکورانکشند

                                حبیب وحر و علی اصغر وعلی اکبر

                               راسمبل ماتقدم وماتاخر تاریخ سازد

                                وشمر و یزید وشریع ...رابگوید

                               روبه صفتان زشت خورانکشند

+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 12:54 بعد از ظهر |

حكومت

جوامع بشري براي دستيابي به نيازهاي اساسي و نظري خويش ناچار به تشكيل حكومت هستند حكومتها بر اساس معيارهايي از قبيل فرهنگ، تمدن، نژاد، بينشها، ايدئولوژي و جهان‌بيني و اهداف مشترك تأسيس و ظهور مي‌يابند قبل از ورود به ثبت لازم است تعريفي از حكومت  ارائه دهيم:

«حكومت در فارسي بمعناي فرمانروايي و در انگليسي (Government) ناميده مي‌شود و حاكم يعني واگذار كردن حكم آن كار به او و نيز حكم و تحكم به معناي ممانعت كردن و رد كردن چيزي است.[1] و در سياست به معناي دستگاه فرمانروا در كشور است و به اين معنا دولت نيز هم رديف يا به جاي آن بكار برده مي‌شود. ولي در علم سياست و حقوق جديد ميان حكومت از يك سوء و دولت يا كشور از سوي ديگر فرق گذاشته مي‌شود.

حكومتها بر اساس اين تعريف داراي ويژگيها و خصوصياتي هستند كه آنها را از ساير مفاهيم و تعاريف سياسي و حقوقي جدا مي‌كند. اهم اين ويژگيها عبارتند از:

«1- قوانين و مقرراتي را صادر مي‌كند كه معمولاً بايد از آنها اطاعت كرد.

2- هرجا كه حكومت اين قوانين و مقررات را صادر مي‌كند و در هر زمينه يا مساله‌اي كه باشد ادعاي حق اولويت در اطاعت از آنها را داراست.

3- ادعاي مشروعيت مي‌كند.

4- قوانين و مقرراتي بر حكومت صادر مي‌كند و مستلزم اطاعت هستند بطور مستقيم و غير مستقيم از راه قوانين و مقررات و دستورالعملهاي تنبيهي و مبتني بر اعمال زور مردم را وادار به اطاعت مي‌كنند اين چهار ويژگي در كنار هم همان چيزي را تشكيل مي‌دهند كه معمولاً ماهيت بنيادي يا جوهره حكومت تلقي مي‌گردد.»[2]

حكومت ديني

واضح است كه نوع نگرش به انسان و نيازهايش منتج به تشكيل نوع حكومت با اهدافش مي‌شود. «نوع حكومتي كه در آن قدرت مطلق سياسي، در دست مرجع عالي روحاني (نبي، خليفه، پاپ) باشد و در آن اساس نظري حكومت بر آن باشد كه حكومت از جانب خداست و مرجع روحاني فرمانرواي سياسي نيز باشد و دستگاه اداري و فضايي از فرمانهاي خداوند را كه از راه وحي رسيده باشد تفسير و اجرا كنند حكومت «يزدانسالاري» يا «تئوكراسي theocracy» گويند.»[3]

حكومتهاي ديني يا همان حكومت تئوكراسي نوعي حكومت است كه معتقدند: «خداوند حاكم مطلقي است كه هيچ كس نمي‌تواند در برابر او در امور جزيي يا كلي براي مخلوقش قانون وضع كند. و چون مقام خداوند بالاتر از اين است كه مستقيماً هدايت مردم و قانونگذاري مردم را بعهده گيرد لذا پيامبراني را مبعوث و هدايت و رسالت خود را به آنان ابلاغ مي‌كند.»[4]

اين نوع حكومت يكي از انواع حكومتهاي موجود و مورد تصور انديشمندان عالم سياست و فلاسفه بزرگ مي‌باشد در مقابل حكومت‌هاي آريستوكراسي- اتوكراسي و جمهوري مي‌باشند.

انقلاب

در تعاريف موجود از انقلاب نمي‌توان تعريف واحد و منسجمي را پيدا نمود و بدان تكيه كرد بر همين اساس برخي از تعاريف متداول و ارايه شده را جهت آشنايي بيشتر با اين مفهوم اشاره مي‌كنيم:

«تحول در نظام سياسي بطور ناگهاني كه غالب شئون نظام پيشين را دگرگون كند چنانكه در سال فتح مكه حكومت دولت شهر مكه و طائف كه در دست اوليگارشي فاسدان بود بر افتاد و حكومت اسلامي كه مركز آن در مدينه بود در مكه و طائف و نواحي اطراف آن مستقر گرديد.»[5]

هر چند كه اصطلاح انقلاب يا revolution در ابتدا از اصطلاحات علم ستاره‌شناسي بوده كه بمعناي چرخش دوراني افلاك و بازگشت ستارگان بجاي اول بكار مي‌رفته است. اما  استاد شهيد مطهري انقلاب را چنين تعريف می نماید: «طغيان و عصيان مردم يك ناحيه و يك سرزمين عليه نظام حاكم موجود براي ايجاد نظمي مطلوب.»[6]

انقلاب را مي‌توان نوعي حركت اعتراض آميز عمومي و ساختار شكنانه قلمداد نمود كه اساس و بنيان حاضر را مضمحل و طرحي نو ومطلوب پايه‌گذاري مي‌كند. اين تحول و دگرگوني عظيم ممكن است بر اساس و رنجشها و ناملايمتها و فشارهاي طواغيت و زورمندان باشد. همانگونه كه در انقلابهاي سياسي جهان عامل اصلي آن استكبار و فشار چندين ساله و حتي چند هزار ساله سلاطين بر مردم آن جامعه تحليل مي‌شود.

انقلاب و اصلاح

امروز اصطلاحي رايج شده است كه اين اصطلاح نبايد ما را به اشتباه بيندازد. امروز وقتي مي‌گويند «اصلاح» يعني سامان دادن‌هاي آرام تدريجي غيربنيادي، ولي وقتي مي‌خواهند بگويند تغييرات بنيادي مي‌گويند انقلاب.

آيا در اصطلاح اسلامي وقتي گفته مي‌شود اصلاح، مقصود همين است؟ در اصطلاح اسلامي وقتي گفته مي‌شود اصلاح، نقطة مقابل افساداست اعم از آنكه تدريجي و ظاهري و به اصطلاح غرضي باشد يا بنيادي و جوهري.»[7]

انقلاب اسلامي ايران همچون هر انقلابي ديگر بر هم زننده نظامات موجود و حركت بسوي وضعيتي مطلوب و خواسته شده است. هر چند كه در مقايسه و كالبد شكافي انقلابات اخيردر دنيا و انقلاب مردمي ايران در سال 1357 مي‌توان به بسياري از وجوه تمايز آنها پي برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمدجعفر ایرانی در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 11:9 قبل از ظهر |